گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٨ - ٧/ ٣ گفتگوى امام عليه السلام با عبد الله بن عباس
بنويس كه دشمنِ خويش را بيرون كنند. آن گاه به سوى آنها برو. اگر جز رفتن نمىخواهى، به سوى يَمَن برو كه در آن جا، قلعهها و درّههايى وجود دارد و سرزمينى پهناور است و پدرت، در آن جا پيروانى دارد و از مردم نيز دورى. آن گاه براى مردم، نامه مىنويسى و دعوتگرانت را مىفرستى. در اين صورت، اميدوارم كه آنچه را مىخواهى، بىخطر بيابى.
حسين عليه السلام به او فرمود: «اى پسرعمو! به خدا مىدانم كه خيرخواه و دلسوزى؛ ولى من تصميم خود را گرفتهام و آهنگ رفتن دارم».
ابن عبّاس گفت: اگر مىروى، زنان و كودكانت را نبر. به خدا، نگرانم كه همانند عثمان كه [كشته شد و] زنان و فرزندانش به او مىنگريستند، كشته شوى ...
به خدايى كه جز او خدايى نيست، چنانچه مىدانستم اگر موى و پيشانىات را بگيرم تا مردم [به خاطر دعواى ما] بر من و تو گِرد آيند، به رأى من، عمل مىكنى [و از مكّه نمىروى]، چنين مىكردم.[١]
[١] كَتَبَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام مِن مَكَّةَ إلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍ[ ابنِ الحَنَفِيَّةِ]: بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ إلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ ومَن قِبَلَهُ مِن بَني هاشِمٍ، أمّا بَعدُ، فَإِنَّ مَن لَحِقَ بِيَ استُشهِدَ، ومَن لَم يَلحَق بي لَم يُدرِكِ الفَتحَ، وَالسَّلامُ ٢٢٩
( كامل الزيارات: ص ١٥٧ ح ١٩٥، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٨٧ ح ٢٣).