گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨١ - ٧/ ٥ تبريك پيروزى به يزيد
زَحْر گفت: اى امير مؤمنان! به پيروزى و يارى خدا، بشارت بده! حسين بن على با هجده تن از خانواده و شصت نفر از پيروانش، بر ما وارد شدند و ما هم به سوى آنها رفتيم و از آنان خواستيم كه تسليم شوند و به حكم امير عبيد اللَّه بن زياد، گردن بنهند و يا بجنگند. آنان، جنگ را بر تسليم شدن، ترجيح دادند. ما هم هنگام طلوع آفتاب، به آنها يورش برديم و آنها را از هر سو، محاصره كرديم، تا آن كه شمشيرها، جايگاهشان را از سرهاى آنان بر گرفتند. آنان، عقب مىنشستند؛ امّا پناهگاهى نداشتند و از [دست] ما به پشتهها و حفرهها پناه مىبردند، مانند پناه جستن كبوتران از بازِ شكارى. به خدا سوگند- اى امير مؤمنان-، جز به اندازه نحر كردن شترى يا خواب كوتاه نيمروزى، طول نكشيد كه تا آخرين نفرشان را از پاى در آورديم.
اكنون، پيكرهاى برهنه و لباسهاى خونين و گونههاى خاكآلودشان، كه خورشيد، آنها را مىگُدازد و باد بر آنها مىوزد، پيشكش تو! زائران آنها، عقابها و لاشخورهاى بيابانهاى خشك و دوردست اند.
چشم يزيد، اشكبار شد و گفت: من از اطاعتتان، بدون كشتن حسين هم راضى مىشدم. خدا، پسر سميّه را لعنت كند! هان! به خدا سوگند، اگر من بودم، از حسين مىگذشتم. خداوند، حسين را رحمت كند!
و هيچ صِله و پاداشى به او نداد.[١]
[١] سوره هود: آيه ١٨.