گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٣ - ٥/ ٢ شهادت قيس بن مسهر صيداوى
زياد فرستاد.
ابن زياد به قيس گفت: بالاى قصر [حكومتى] برو و آن دروغگو پسر دروغگو [يعنى] حسين بن على را دشنام ده.
قيس، بالاى قصر رفت و حمد و ثناى خدا را به جا آورد و سپس گفت: اين حسين بن على، بهترين بنده خدا و پسر فاطمه دختر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله است و من، فرستاده او به سوى شمايم و در منطقه حاجِر، از او جدا شدم. وى را اجابت كنيد.
آن گاه ابن زياد و پدرش را لعنت كرد و براى على عليه السلام استغفار نمود.
ابن زياد، دستور داد تا او را از بالاى قصر، پرتاب كردند و قطعه قطعه شد و جان داد.[١]
١٩٠. تاريخ الطبرى- به نقل از عُقبة بن ابى عَيزار-: [امام حسين عليه السلام به چهار مردى كه از كوفه آمده بودند،] فرمود: «به من خبر دهيد كه آيا فرستادهام نزد شما آمد؟».
گفتند: چه كسى؟
فرمود: «قيس بن مُسهِر صيداوى».
گفتند: آرى. حُصَين بن تميم، او را دستگير كرد و نزد ابن زياد فرستاد. ابن زياد به وى دستور داد تا تو و پدرت را لعنت كند. قيس بر تو و پدرت، درود فرستاد و ابن
[١] طِرِمّاح بن عَدىّ بن عبد اللَّه خيبرى طايى، شاعر و از ياران امير مؤمنان عليه السلام و فرستاده ايشان به نزد معاويه بود. طِرِمّاح و گروهى از كوفيان از قبيله مَذحِج، براى يارى امام حسين عليه السلام حركت و با امام عليه السلام و يارانش در منزل عُذَيب، ملاقات كردند. او راه كوفه را به آنان نشان داد. وى از امام عليه السلام اجازه گرفت تا براى خانوادهاش خرجى ببرد و سپس برگردد و وقتى باز گشت، در راه، خبر شهادت امام عليه السلام به وى رسيد.