گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - فهرست شمارى ديگر از متفردات منابع متأخر
و گفتن
«اللّهمّ تقبّل منّا هذا قليل القربان؛ خداوند! اين قربانى اندك را از ما بپذير»؛[١]
- گزارشهاى مربوط به شمارى از اقدامات سَكينه در كربلا به عنوان كودكى خردسال،[٢] در صورتى كه بر پايه گزارش منابع معتبر، وى در آن هنگام، ازدواج كرده و همراه شوهرش به كربلا آمده بود؛
- گزارش مسلمِ جَصّاص در باره حضور اهل بيت امام عليه السلام در كوفه، نان و خرما دادن كوفيان به كودكان آنها و جلوگيرى امّ كلثوم عليها السلام از اين اقدام به دليل حرمت صدقه بر آنها و نيز اين كه زينب عليها السلام سرش را به چوب مَحمل زد و اشعارى خواند كه با اين بيت، آغاز مىشود:
«يا هِلالًا لَمَا استتمّ كمالًا ...؛ اى هلالى كه كامل نشده ...!»؛[٣]
[١] كبريت احمر: ص ٣٧٦( به نقل از: الطراز المُذهّب)، عنوان الكلام: ص ٥٧.
[٢] أسرار الشهادات: ج ٢ ص ٥٨١- ٥٨٣ و ٤٠٢، عنوان الكلام: ص ٣٠٢.
[٣] نور العين: ص ٥٥، المنتخب، طريحى: ص ٤٦٣، مقتل الحسين عليه السلام المنسوب إلى أبى مخنف: ص ١٥٨- ١٦١. گفتنى است كه محدّث قمى رحمه اللَّه عليه در باره اين خبر مىنويسد:« ذكر محامل و هودج در غيرِ خبر مسلم جصّاص نيست و اين خبر را گر چه علّامه مجلسى نقل نموده است، ولى مأخذ نقل آن، منتخب طريحى و كتاب نور العين است كه حالِ هر دو كتاب بر اهل فنّ حديث، مخفى نيست و نسبت دادن سر شكستن به جناب زينب عليها السلام و اشعار معروف نيز از آن مخدّره- كه عقيله هاشميّين و عالمه غير معلَّمه و رضيعه ثَدْىِ نبوّت و صاحب مقام رضا و تسليم است- بعيد است»( منتهى الآمال: ص ٤٨٣).
افزون بر آنچه محدّث قمى رحمه اللَّه عليه بيان نموده، سه نكته ديگر نيز در اين باره، قابل توجّه است:
نكته اوّل: دادن هديه و صدقه مستحب به هاشمى توسّط غير هاشمى، اشكالى ندارد.
نكته دوم: چگونه مىتوان باور كرد كه زينب عليها السلام در ملأ عام، در ميان هزاران كوفى، سر خود را به محمل بزند و خون جارى شود و اين موضوع، حدود هزار سال، مسكوت بماند و پس از اين مدّت طولانى، در برخى از منابع بسيار ضعيف، آن هم فقط از يك نفر، گزارش شود؟! شايان ذكر است كه همه كتابهاى ضعيفى كه اين مطلب را از مسلم جَصّاص نقل كردهاند، به موضوع« زدن سر به چوب محمل» اشاره ندارند. براى نمونه، اين مطلب در كتاب نور العين و نسخه چاپى مقتل الحسين عليه السلام المنسوب إلى أبى مخنف، نيامده و تنها در المنتخب طريحى و يك نسخه خطّى از مقتل ياد شده، گزارش شده است.
نكته سوم: زينب عليها السلام قطعاً كارى بر خلاف توصيه مؤكّد امام حسين عليه السلام انجام نمىدهد؛ زيرا بر اساس آنچه منابع معتبر، گزارش كردهاند، امام عليه السلام به ايشان سفارش فرمود:« يا اخيّة! إنّى اقسم عليك فأبرّى قسمى. لا تشقى علىّ جَيباً و لا تخمشى علىّ وجهاً؛ خواهرم! تو را سوگند مىدهم و بدان، عمل كن. بر[ مرگ] من، گريبان چاك مده و صورتْ مخراش»( از جمله، ر. ك: تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٢٠).