گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٨ - ٤/ ٣١ آنچه ميان مسلم و ابن زياد در قصر حكومتى گذشت
اتّحاد مسلمانان را بر هم زدى و بذر فتنه در ميان آنها پاشيدى!
مسلم گفت: دروغ مىگويى، اى پسر زياد! همانا معاويه و پسرش يزيد، اتّحاد مسلمانان را بر هم زدند و بذر فتنه را تو و پدرت زياد پسر عُبَيد- عُبَيدى كه بنده طايفه بنى عِلاج از قبيله ثَقيف بود-[١] كاشتيد. من اميدوارم كه خداوند، شهادت را به دست بدترينِ بندگانش، روزىام گرداند.
ابن زياد گفت: نَفْست، آرزوى چيزى داشت كه خداوند، آن را از تو دريغ كرد و تو را شايسته آن ندانست و آن را به اهلش سپرد!
مسلم گفت: اهل آن كيست، اى پسر مرجانه؟
ابن زياد گفت: اهل آن، يزيد بن معاويه است.
مسلم گفت: ستايش، خدا را! ما به حَكميت خداوند در ميان ما و شما، راضى هستيم.
ابن زياد گفت: گمان مىكنى كه در حكومت، سهمى دارى؟
مسلم گفت: به خدا سوگند، گمان كه نه؛ بلكه يقين دارم.
ابن زياد گفت: اى مسلم! به من بگو كه: چرا به اين شهر آمدى، با اين كه كارهايشان سازگار بود؛ ولى تو آن را بر هم زدى و وحدت آنان را در هم شكستى؟
مسلم گفت: براى تفرقه و بر هم زدن نظم نيامدم؛ بلكه شما زشتىها را آشكار و خوبىها را دفن كرديد، بدون رضايت مردم، بر آنان حكومت كرديد، آنان را به غيرِ آنچه خدا دستور داده بود، وا داشتيد و مانند كسرا و قيصر با آنان رفتار كرديد. ما آمديم تا در ميان آنان، امر به معروف و نهى از منكر كنيم، به حكمِ كتاب و سنّت فرا بخوانيم و ما، شايسته اين امور هستيم، چنان كه پيامبر خدا دستور داد.
[١] لَمّا بَلَغَ ابنَ زِيادٍ مَسيرُ الحُسَينِ عليه السلام مِن مَكَّةَ، بَعَثَ الحُصَينَ بنَ نُمَيرٍ التَّميمِيَّ- صاحِبَ شُرطَتِهِ- فَنَزَلَ القادِسِيَّةِ، ونَظَّمَ الخَيلَ ما بَينَ القادِسِيَّةِ إلى خَفّانَ، وما بَينَ القادِسِيَّةِ إلَى القُطقُطانَةِ، وإلى جَبَلِ لَعلَعٍ.
فَلَمّا بَلَغَ الحُسَينُ عليه السلام الحاجِرَ، كَتَبَ إلى أهلِ الكوفَةِ مَعَ قَيسِ بنِ مُسهِرٍ الصَّيداوِيِّ، يُعَرِّفُهُم قُدومَهُ، ويَأمُرُهُم بِالجِدِّ في أمرِهِم، فَلَمَّا انتَهى قَيسٌ إلَى القادِسِيَّةِ، أخَذَهُ الحُصَينُ فَبَعَثَ بِهِ إلَى ابنِ زِيادٍ.
فَقالَ لَهُ ابنُ زِيادٍ: اصعَدِ القَصرَ فَسُبَّ الكَذّابَ ابنَ الكَذّابِ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ.
فَصَعِدَ قَيسٌ، فَحَمِدَ اللَّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: إنَّ هذَا الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام، خَيرُ خَلقِ اللَّهِ، ابنُ فاطِمَةَ بِنتِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله، أنَا رَسولُهُ إلَيكُم، وقَد فارَقتُهُ بِالحاجِرِ فَأَجيبوهُ. ثُمَّ لَعَنَ ابنَ زِيادٍ وأباهُ وَاستَغفَرَ لِعَلِيٍّ عليه السلام.
فَأَمَرَ بِهِ ابنُ زِيادٍ فَرُمِيَ مِن أعلَى القَصرِ، فَتَقَطَّعَ فَماتَ ١٩٠
( الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٥٤٨؛ روضة الواعظين: ص ١٩٦).