گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥٤ - ٢/ ٥ يادكرد مصيبتهاى امام حسين عليه السلام در محضر امام صادق عليه السلام
خواست. جعفر بن محمّد عليه السلام دستور داد كه او را بياورند و خانوادهاش را پشت پرده نشانْد. سيّد، وارد شد و سلام كرد و نشست. جعفر بن محمّد عليه السلام از او خواست كه بخواند. او هم خواند:
بر قبر حسين، گذر كن
و به استخوانهاى پاكش بگو:
اى استخوانهايى كه همواره
از اشكهاى ريزان، سيرابيد!
و هر گاه گذرت به قبرش افتاد
درنگ كاروان را در آن جا طولانى كن
و خالصانه براى پاك و
پاكِ پاكيزه، گريه كن،
همانند گريه مادرى كه
تنها جوانش را مرگ، رُبوده است.
ديدم اشك جعفر بن محمّد عليه السلام بر گونههايش جارى شد و صداى شيون و گريه از خانهاش بلند گرديد، تا اين كه خود ايشان، به سيّد، دستور داد كه آرام بگيرد و او آرام شد.[١]
[١] مَن تَذَكَّرَ مُصابَنا فَبَكى وأبكى، لَم تَبكِ عَينُهُ يَومَ تَبكِي العُيونُ ٨١٥
( عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ١ ص ٢٩٤ ح ٤٨، الأمالى، صدوق: ص ١٣١ ح ١١٩).