گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣٦ - ٩/ ١٥ احوال امام عليه السلام در لحظههاى پايانى زندگى
٤٥٤. الفصول المهمّة: شمر بن ذى الجوشن- كه خدا، لعنتش كند-، ميان حسين عليه السلام و خانوادهاش، مانع شد و با گروهى از قهرمانان و دلاوران لشكر، مانع از بازگشت او به سوى خانوادهاش شد. حسين عليه السلام را در ميان گرفتند و سپس، عدّهاى از آنان، به سوى خانواده و كودكان حسين عليه السلام، هجوم آوردند تا اموالشان را به تاراج ببرند. حسين عليه السلام بانگ زد: «واى بر شما، اى پيروان شيطان! نابخردانِ خود را از دستدرازى به زنان و كودكان، باز داريد كه آنان با شما نجنگيدهاند».
شمر- كه خدا، لعنتش كند-، بانگ زد: از آنان، دست بكِشيد و تنها خودِ او را قصد كنيد.[١]
٩/ ١٥ احوال امام عليه السلام در لحظههاى پايانى زندگى
٤٥٥. الأمالى، صدوق- به نقل از عبد اللَّه بن منصور، از امام صادق، از پدرش امام باقر، از امام زين العابدين عليهم السلام-: سپس حسين عليه السلام با گونه چپش [به زمين] افتاد و دشمن خدا، سِنان بن انَس ايادى و شمر بن ذى الجوشن عامِرى- كه خدا، لعنتشان كند-، با مردانى از شاميان، پيش آمدند تا بر بالاى سرِ حسين عليه السلام ايستادند.
آنان به يكديگر گفتند: منتظر چه هستيد؟ او را راحت كنيد!
سِنان بن انَس ايادى- كه خدا، لعنتش كند-، فرود آمد و محاسن امام عليه السلام را گرفت
[١] وأسرَعَ فَرَسُكَ شارِداً، وإلى خِيامَكَ قاصِداً، مُحَمحِماً باكِياً. فَلَمّا رَأَينَ النِّساءُ جَوادَكَ مَخزِيّاً، ونَظَرنَ سَرجَكَ عَلَيهِ مَلوِيّاً، بَرَزنَ مِنَ الخُدورِ، ناشِراتِ الشُّعورِ، عَلَى الخُدودِ لاطِماتٍ، لِلوُجوهِ سافِراتٍ، وبِالعَويلِ داعِياتٍ، وبَعدَ العِزِّ مُذَلَّلاتٍ، وإلى مَصرَعِكَ مُبادِراتٍ، وَالشِّمرُ جالِسٌ عَلى صَدرِكَ، مولِغٌ سَيفَهُ عَلى نَحرِكَ، قابِضٌ عَلى شَيبَتِكَ بِيَدِهِ، ذابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ، قَد سَكَنَت حَواسُّكَ، وخَفِيَت أنفاسُكَ، ورُفِعَ عَلَى القَنا رَأسُكَ ٤٧٩
( المزار الكبير: ص ٥٠٤ ح ٩).