گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٦ - ٧/ ٥ سخنرانى امام عليه السلام هنگام بيرون رفتن از مكه
٢١٩. أنساب الأشراف: ابن زبير، از حسين عليه السلام خواست كه در مكّه بماند تا او و مردم، با وى بيعت كنند و اين را از آن روى گفت كه به او بدگمان نشود و در گفتار، بهانهاى داشته باشد. آن گاه حسين عليه السلام فرمود: «اگر يك وجب، دورتر از حرم كشته شوم، نزد من، دوستداشتنىتر است تا در درون آن كشته شوم، و اگر دو وجب دورتر از آن كشته شوم، بهتر از آن است كه يك وجب دورتر از آن كشته شوم».[١]
٧/ ٥ سخنرانى امام عليه السلام هنگام بيرون رفتن از مكّه
٢٢٠. تيسير المطالب- به نقل از زيد بن على، از پدرش امام زين العابدين عليه السلام-: حسين بن على عليه السلام، براى يارانش سخنرانى كرد و خداى را سپاس گفت و ستود و سپس فرمود: «اى مردم! قلّاده مرگ براى فرزندان آدم، چونان گردنبند بر گردن دختر جوان است [و حتمى است]، و اشتياقى فراوان به ديدار گذشتگانم دارم، چونان اشتياق يعقوب به يوسف و برادرش. به راستى كه مرا قتلگاهى است كه آن را ملاقات مىكنم و گويا به بندهايم مىنگرم كه درندگان بيابانها، آنها را از هم مىگسلند و شكمهاى خود را از آن مىآكنند.
خشنودى خدا، خشنودى خانواده ماست. بر بلاى او بردباريم تا پاداش بردباران را به ما ببخشد. حرم و خاندان پيامبر، از او جدا نيستند و اعضاى آن، هرگز از هم جدا نمىشوند و آنان در بهشت برين، جمع مىشوند و ديدگان او (پيامبر صلى اللَّه عليه و آله) به آنان، روشن مىگردد و وعده خدا در باره آنان، تحقّق مىيابد.
هان! هر كس آماده است جان خود را در راه ما بدهد، با ما همسفر شود. من- إن شاء اللَّه- فردا حركت مىكنم».
[١] ر. ك: نقشه شماره ٣ در پايان كتاب.