گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - ٧ ناسخ التواريخ
محلّاتى،[١] سيّد محسن امين،[٢] ميرزا محمّدعلى مدرّس تبريزى،[٣] شيخ آقا بزرگ تهرانى[٤] و استاد علامه شهيد مرتضى مطهّرى[٥] اشاره نمود.
گفتنى است بسيارى از تحليلهاى نويسنده كتاب، براى قابل پذيرش كردن گزارشهايى است كه به سادگى قابل قبول نيستند.[٦]
٧. ناسخ التواريخ
ميرزا محمّدتقى سپهر (م ١٢٩٧ ق) مشهور به لسان المُلك، از مورّخان، شاعران و مُنشيان دربار قاجار است. او در كنار كار ديوانى، مأمور شد تا كتابى در باره تاريخ جهان از آدم عليه السلام تا آن زمان، به فارسى بنگارد؛[٧] كتابى كه همه آنچه را كه گفتهاند و امكان وقوع دارد و محال نيست، در خود جاى دهد، هر چند دور از ذهن باشد.
[١]« فاضل دربندى در أسرار الشهادة، خبر طولانى راجع به عطش سكينه و آب آوردن برير و پاره شدن مشك و ريختن آب، نقل كرده است. حقير، چون به كلّى اعتماد بر آن كتاب ندارم، فلذا عنان قلم از نقل آن باز كشيدم»( رياحين الشريعة: ج ٣ ص ٢٧٢).
[٢]« او در تأليفات نقلى خود، اخبار سُست فراوانى را حكايت كرده؛ بلكه آنچه را كه عقل نمىپذيرد و نقلْ تصديق نمىكند نيز آورده است»( أعيان الشيعة: ج ٢ ص ٨٨).
[٣]« به حكم انصاف، اين كتاب او، بلكه ديگر تأليفاتى كه در موضوع مقتل نگارش داده، همانا در اثر آن همه محبّت مفرط كه داشته است، حاوى غثّ و سمين بوده[ است]»( ريحانة الأدب: ج ٢ ص ٢١٧).
[٤]« وى در نتيجه خلوص و صفاى نفس خود، مطالبى را در اين كتاب نقل كرده كه در كتابهاى معتبر يافت نمىشوند؛ بلكه آنها را از كتابهاى مجهول، اخذ نموده است»( الذريعة: ج ٢ ص ٢٧٩ ش ١١٣٤).
[٥]« در شصت هفتاد سال پيش، مرحوم ملّاآقاى دربندى پيدا شد. تمام حرفهاى روضة الشهدا را به اضافه چيزهاى ديگرى پيدا كرد و همه را يك جا جمع كرد و كتابى نوشت به نام أسرار الشهادة. واقعاً مطالب اين كتاب، انسان را وادار مىكند كه به اسلام بگريد»( حماسه حسينى: ج ١ ص ٥٥ و ص ١٠٦).
[٦] گزارشهاى غير قابل باور، مانند: كشته شدن بيست و پنج هزار نفر به دست عبّاس و ٣٣٠ هزار نفر به دست امام حسين عليه السلام( چاپ قديم: ص ٣٤٥) و يا قصّهپردازى در باره چگونگى بيرون آمدن امام حسين عليه السلام از مدينه كه به زىّ پادشاهان شبيه كرده است( ج ٣ ص ٥٠٩) و يا ارائه رقم ١/ ٦٠٠/ ٠٠٠ نفرى براى سپاه عمر سعد( حماسه حسينى: ج ٣ ص ٣٩).
[٧] لغتنامه دهخدا: ج ٨ ص ١١٨٤٨( مَدخل« سپهر كاشان»).