گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١ - ٧/ ٣ گفتگوى امام عليه السلام با عبد الله بن عباس
حسين عليه السلام فرمود: «خدايا! گواه باش».
ابن عبّاس گفت: اى پسر دختر پيامبر! فدايت شوم! گويى مرا به سوى خود مىخوانى و از من مىخواهى كه يارىات كنم! به خدايى كه جز او خدايى نيست، اگر با اين شمشيرم در پيشِ روى تو، چنان ضربه زنم كه شمشيرم، به تمامى، خُرد شود، يكصدمِ حقّ تو را نگزاردهام. اينك، پيش روى تو ام. به من، فرمان بده».
ابن عمر گفت: درنگ كنيد! اى ابن عبّاس! ما را از اين [گرفتارى] بِرَهان.
سپس ابن عمر، به حسين عليه السلام رو كرد و گفت: اى ابا عبد اللَّه! در آنچه تصميم دارى، درنگ كن و از اين جا به مدينه باز گرد و از در سازش با اين قوم، وارد شو و از ميهن خود و حرم جدّت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، غايب مباش و براى اينان كه بهرهاى ندارند، حجّت و راهى بر ضدّ خود مگذار، و اگر مىخواهى [با يزيد] بيعت نكنى، آزاد هستى تا در كارت بنگرى؛ زيرا اميد است كه يزيد بن معاويه، جز اندكى زنده نماند و خداوند، تو را از كارش كفايت كند.
حسين عليه السلام فرمود: «اف بر اين سخن، تا آن زمان كه آسمانها و زمين هستند! اى عبد اللَّه! تو را به خدا، من در اين كار، دچار خطايم؟ اگر در نظر تو بر خطا هستم، مرا [از خطايم] باز گردان كه من فروتن، شنوا و پذيرايم».
ابن عمر گفت: نه، خدايا! خداوند، پسر دختر پيامبرش را بر خطا ننهاده است و يزيد بن معاويه، در كار خلافت، همانند تو- كه پاك و برگزيده نسل پيامبر خدايى- نيست؛ ولى مىترسم اين چهره زيبا و نيكوى تو، با شمشير، نواخته شود و از اين امّت، آنچه را دوست ندارى، ببينى. پس با ما به مدينه باز گرد و اگر دوست ندارى بيعت كنى، هرگز بيعت نكن و در خانهات بنشين.
حسين عليه السلام فرمود: «اى ابن عمر! [تصوّر سخن تو] دور است. اين گروه، چه به من دست يابند و چه به من دست نيابند، مرا رها نمىكنند و پيوسته بر آن اند تا اگرچه به زور، بيعت كنم و يا مرا بكُشند.
اى عبد اللَّه! مگر نمىدانى از پستى دنيا نزد خداى متعال است كه سرِ يحيى بن