گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - فهرست شمارى ديگر از متفردات منابع متأخر
- گزارش توصيه امير مؤمنان عليه السلام به فرزندان خود در باره امام حسن عليه السلام و سپردن امام حسين عليه السلام به عبّاس عليه السلام به عنوان امانت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و فاطمه عليها السلام و خودِ ايشان؛[١]
- گزارش سخن عبّاس عليه السلام به امام حسين عليه السلام كه: «مىخواهم يكبار ديگر صورتت را ببينم؛ ولى حرمله تير بر چشمان من زده است»؛[٢]
- گزارش سخن فاطمه كِلابى (امُّ البَنين) كه وقتى به خانه امير مؤمنان عليه السلام رفت، تقاضا كرد كه ايشان، او را «فاطمه» خطاب نكند تا فرزندان زهرا عليها السلام به ياد مادرشان نيفتند؛[٣]
- گزارش ماجراى جلوگيرى برخى از اهل بيتِ امام عليه السلام از حركت اسب ايشان و تقاضاى پايين آمدن از اسب و يا بوسيدن زيرِ گلوى ايشان،[٤] و نيز گفتن جمله «مَهلًا مهلًا، يَابنَ الزهراء!». گفتنى است كه اين جمله، حتّى در منابع ضعيف هم يافت نشد. تنها در أسرار الشهادات آمده است كه:
فأرادَ عليه السلام أنْ يَخرُجَ مِنَ الخيمة، فلَصَقَت بِهِ زَينبُ عليها السلام فقالت: مَهلًا يا أخى! توقَّف حتّى ازَوِّدَ مِن نَظَرى و اوَدّعَك[٥]
. امام عليه السلام تصميم گرفت كه از خيمه بيرون برود، كه زينب عليها السلام خود را به او چسبانْد و گفت: برادرجان! آهسته! درنگ كن تا تو را سير ببينم و با تو خدا حافظى كنم.
- گزارش سراسيمه آمدن زينب عليها السلام نزد امام زين العابدين عليه السلام در خيمه، پس از شهادت امام حسين عليه السلام و پرسيدن علّت دگرگون شدن اوضاع عالَم، و سخن امام عليه السلام به
[١] شعشعة الحسينى: ج ٢ ص ٦٠.
[٢] تذكرة الشهداء: ص ٢٧٢. ملّا حبيب اللَّه شريف كاشانى، در ادامه كلام، خود، اين مطلب را اين گونه رد مىكند:« بسيار ضعيف است و در كتب مشهوره نيست».
[٣] اين مطلب را در هيچ مصدر معتبر يا غير معتبرى نيافتيم و اساساً در منابع معتبر، هيچ گفتگويى از اين بانو با امير مؤمنان عليه السلام يا فرزندان ايشان در هيچ موردى ثبت نشده است.
[٤] أنوار المجالس: ص ٩٨، تذكرة الشهداء: ص ٣١١.
[٥] أسرار الشهادات: ج ٣ ص ٥٦.