گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٦٧ - ٢/ ٤ شمر بن ذى الجوشن
چرا كه هيچ مسافرى، با بدى [و روسياهىاى] كه من با آن به خانهام باز گشتم، به خانهاش باز نمىگردد! من، خويشاوندىِ نزديك را بريدم و گناهى بزرگ انجام دادم.[١]
٧٠٥. أنساب الأشراف: عمر بن سعد مىگفت: هيچ مسافرى، همانند بدى [و روسياهىاى] كه من با آن به خانوادهام باز گشتم، به خانوادهاش باز نمىگردد! از تبهكار فاجر، ابن زياد، فرمان بردم و از حاكم عادل، نافرمانى كردم و خويشاوندىِ شرافتمندانه را بريدم.[٢]
٢/ ٤ شمر بن ذى الجوشن[٣]
٧٠٦. ميزان الاعتدال- به نقل از ابو بكر بن عيّاش، از ابو اسحاق-: شِمر با ما نماز مىگزارد و سپس چنين دعا مىكرد: خداوندا! تو مىدانى كه من شريفم. پس مرا بيامرز.
گفتم: چگونه خداوند عزّوجلّ تو را بيامرزد، در حالى كه تو پسر پيامبر خدا را كشتى؟
گفت: واى بر تو! چه مىكرديم؟ فرماندهانمان، ما را به كارى وادار كردند و ما نافرمانى نكرديم. اگر از آنها نافرمانى مىكرديم، بدتر از اين خرانِ آبكش مىشديم.
گفتم: اين، عذر بدتر از گناه است! فرمانبرى، تنها در كارهاى نيك است.[٤]
[١] قالَ الواقِدِيُّ: لَمّا وَصَلَ الرَّأسُ[ أي رَأسُ الحُسَينِ عليه السلام] إلَى المَدينَةِ وَالسَّبايا، لَم يَبقَ بِالمَدينَةِ أحَدٌ، وخَرَجوا يَضِجّونَ بِالبُكاءِ ٧٢٤
( تذكرة الخواصّ: ص ٢٦٧).
[٢] حوران، منطقه بزرگى از توابع دمشق و در سمت جنوب آن است كه روستاها و كشتزارهاى زيادى دارد.
[٣] ماتَ يَزيدُ في شَهرِ رَبيعِ الأَوَّلِ سَنَةَ أربَعٍ وسِتّينَ بِذاتِ الجَنبِ بِحَورانَ، وحُمِلَ إلى دِمَشقَ، وصَلّى عَلَيهِ أخوهُ خالِدٌ- وقيلَ: ابنُهُ مُعاوِيَةُ- ودُفِنَ بِمَقبَرَةِ بابِ الصَّغيرِ، وقَبرُهُ الآنَ مَزبَلَةٌ ٧٢٥
( أخبار الدول وآثار الاول: ج ٢ ص ١٤).
[٤] فَوَ اللَّهِ، لَقَد عوجِلَ المَلعونُ يَزيدُ، ولَم يَتَمَتَّعَ بَعدِ قَتلِهِ[ أيِ الحُسَينَ عليه السلام] بِما طَلَبَ، ولَقَد اخِذَ مُغافَصَةً، باتَ سَكرانَ، وأصبَحَ مَيِّتاً، مُتَغَيِّراً كَأَنَّهُ مَطلِيٌّ بِقارٍ، اخِذَ عَلى أسَفٍ ٧٢٦
( كامل الزيارات: ص ١٣٢ ح ١٤٩، بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٢٣٦ ح ٢٧).