گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧ - ٧/ ١٩ خبر شهادت مسلم بن عقيل
٢٤١. تاريخ الطبرى: ابو مِخنَف مىگويد: قدامة بن سعيد بن زائدة بن قدامه ثقفى، در باره رفتار محمّد بن اشعث با مسلم بن عقيل و اسارت وى نقل كرد كه: آن گاه، مسلم، رو به محمّد بن اشعث كرد و گفت: اى بنده خدا! به خدا سوگند كه مىبينم از امان دادن به من، ناتوانى. آيا خيرى در تو هست؟ آيا مىتوانى يكى را بفرستى كه از زبان من براى حسين عليه السلام پيغام ببرد- چرا كه مىدانم امروز با خاندان خويش به سوى شما روان شده، يا فردا روان مىشود و اين نگرانى و اندوهى كه [در وجود من] مىبينى، به سبب آن است- و بگويد: «ابن عقيل، مرا پيش تو فرستاد، در حالى كه به دست اين قوم، اسير بود و مىدانست كه كشته مىشود. او مىگفت: با خاندان خويش، باز گرد. مردم كوفه، فريبت ندهند، كه آنان، همان ياران پدرت هستند كه آرزوى جدايى از آنها را با مرگ يا كشته شدن داشت. مردم كوفه، تو را و مرا تكذيب كردند و كسى كه تكذيب شد، رأيش پذيرفته نمىشود»؟