گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١ - ٢/ ٦ خبر دادن به ام سلمه از شهادت او
٢/ ٥ خبر دادن به فاطمه عليها السلام از شهادت او
١١. فضل زيارة الحسين عليه السلام- به نقل از حسن بن زيد، از امام صادق، از پدرش عليهما السلام، از امّ سلمه-: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، فاطمه عليها السلام را از كشته شدن حسين عليه السلام باخبر كرد. فاطمه عليها السلام گريست. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «اى فاطمه! صبر كن و تسليم باش».
گفت: صبر كردم و تسليم گشتم، اى پيامبر خدا! كشتن او كجا اتّفاق مىافتد؟
فرمود: «در سرزمينى به نام كربلا و دور از اهل و عشيره كشته مىشود و- اى فاطمه- گروهى او را زيارت مىكنند».[١]
٢/ ٦ خبر دادن به امّ سلمه از شهادت او
١٢. تاريخ دمشق- به نقل از داوود-: امّ سلمه گفت: حسين عليه السلام بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در آمد و پيامبر خدا بىتاب شد. امّ سلمه گفت: اى پيامبر خدا! چه شده است؟
فرمود: «جبرئيل به من خبر داد كه اين پسرم كشته مىشود و خشم خدا بر كسى كه او را مىكشد، شدّت مىگيرد».[٢]
١٣. الإرشاد- به نقل از امّ سلمه-: روزى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نشسته و حسين عليه السلام را در دامان خود نشانده بود كه اشك از چشمانش سرازير شد. گفتم: اى پيامبر خدا! چرا شما را گريان مىبينم، فدايت شوم؟
[١] فَلَمّا كانَ يَومُ سابِعِهِ[ أيِ الحُسَينِ عليه السلام] جاءَنِي النَّبِيُّ صلى اللَّه عليه و آله فَقالَ: هَلُمِّي ابني ... ثُمَّ قالَ: يا أبا عَبدِ اللَّهِ، عَزيزٌ عَلَيَّ، ثُمَّ بَكى.
فَقُلتُ: بِأَبي أنتَ وامّي، فَعَلتَ في هذَا اليَومِ وفِي اليَومِ الأَوَّلِ! فَما هُوَ؟
فَقالَ: أبكي عَلَى ابني هذا، تَقتُلُهُ فِئَةٌ باغِيَةٌ كافِرَةٌ مِن بَني امَيَّةَ، لا أنالَهُمُ اللَّهُ شَفاعَتي يَومَ القِيامَةِ، يَقتُلُهُ رَجُلٌ يَثلِمُ الدّينَ، ويَكفُرُ بِاللَّهِ العَظيمِ! ٣٤
( الأمالى، طوسى: ص ٣٦٧ ح ٧٨١، بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٢٥٠ ح ١).
[٢] لا يَزالُ أمرُ امَّتي قائِماً، حَتّى يَثلِمَهُ رَجُلٌ مِن بَني امَيَّةَ يُقالُ لَهُ يَزيدُ ٣٥
( سير أعلام النبلاء: ج ٤ ص ٣٩، مسند أبى يعلى: ج ١ ص ٣٩٩ ح ٨٦٨).