گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٣ - ١/ ٢ سرزمين اندوه و بلا
٢٦٦. الفتوح- پس از آن كه در «عُذَيب الهِجانات»،[١] فرمان عبيد اللَّه بن زياد، براى در تنگنا قرار دادن حسين عليه السلام رسيد-: حسين عليه السلام، بيرون آمد و فرزندان و برادران و خانوادهاش- كه رحمت خدا بر ايشان باد-، پيشِ رويش بودند.
حسين عليه السلام، لَختى به ايشان نگريست و گريست و فرمود: «خدايا! ما خاندان پيامبرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله هستيم و از حرم جدّمان، بيرون رانده شدهايم و بنى اميّه، بر ما ستم كردهاند. حقّ ما را [از ايشان] بگير و بر اين قوم كافر، يارىمان ده».
سپس حسين عليه السلام در ميان خانوادهاش بانگ زد و از آن جا حركت كرد تا روز چهارشنبه يا پنجشنبه، دوم محرّم سال ٦١ [هجرى] در كربلا فرود آمد. به يارانش رو كرد و فرمود: «آيا اين جا كربلاست؟».
گفتند: آرى.
حسين عليه السلام به يارانش فرمود: «فرود آييد كه اين جا، جايگاه اندوه و بلاست! اين جا، محلّ فرود آمدن مَركبهايمان، و اين جا محلّ بار و بُنه ما و ريخته شدن خونمان است».
آنها پياده شدند و بارهايشان را در جايى كناره فرات، فرود آوردند و خيمهاى را براى حسين عليه السلام و همسران و فرزندانش، بر پا كردند و خويشان حسين عليه السلام، گِرداگِرد خيمه او، خيمه زدند[٢].[٣]
[١] فَاشتَدَّ العَطَشُ مِنَ الحُسَينِ عليه السلام وأصحابِهِ، وكادوا أن يَموتوا عَطَشاً ٢٨٨
( الفتوح: ج ٥ ص ٩٢).
[٢] ولَمَّا اشتَدَّ بِالحُسَينِ عليه السلام وأصحابِهِ العَطَشُ أمَرَ أخاهُ العَبّاسَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام وكانَت امُّهُ مِن بَني عامِرِ بنِ صَعصَعَةَ- أن يَمضِيَ في ثَلاثينَ فارِساً وعِشرينَ راجِلًا، مَعَ كُلِّ رَجُلٍ قِربَةٌ حَتّى يَأتُوا الماءَ، فَيُحارِبوا مَن حالَ بَينَهُم وبَينَهُ، فَمَضَى العَبّاسُ عليه السلام نَحوَ الماءِ، وأمامَهُم نافِعُ بنُ هِلالٍ حَتّى دَنَوا مِنَ الشَّريعَةِ، فَمَنَعَهُم عَمرُو بنُ الحَجّاجِ، فَجالَدَهُمُ العَبّاسُ عليه السلام عَلَى الشَّريعَةِ بِمَن مَعَهُ حَتّى أزالوهُم عَنها، وَاقتَحَمَ رَجّالَةُ الحُسَينِ عليه السلام الماءَ، فَمَلَؤوا قِرَبَهُم، ووَقَفَ العَبّاسُ عليه السلام في أصحابِهِ يَذُبّونَ عَنهُم، حَتّى أوصَلُوا الماءَ إلى عَسكَرِ الحُسَينِ عليه السلام ٢٨٩
( الأخبار الطوال: ص ٢٥٥، بغية الطلب فى تاريخ حلب: ج ٦ ص ٢٦٢٧).
[٣] در اين جا عبارت، افتادگى دارد. متن درست، همان گونه كه در ساير منابع آمده، اين است:« تو كيستى؟ گفت: نافِع بن هلال هستم. گفت:»