گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣٠ - ٨/ ٨ نخستين زائر قبر امام حسين عليه السلام از مردم
زيارت قبر حسين بن على بن ابىطالب عليه السلام حركت كرديم. هنگامى كه به كربلا رسيديم، جابر به كرانه فرات، نزديك شد و غسل كرد و پيراهن و ردايى به تن كرد و كيسه عطرى را گشود و آن را بر بدنش پاشيد و هيچ گامى برنداشت، جز آن كه ذكر خداى متعال گفت، تا اين كه به قبر، نزديك شد و [به من] گفت: دست مرا بر قبر بگذار.
چون دست او را بر قبر گذاشتم، بيهوش، بر روى قبر افتاد. كمى آب بر او پاشيدم. هنگامى كه به هوش آمد، سه بار صدا زد: حسين!
آن گاه گفت: دوست، پاسخ دوست را نمىدهد؟!
سپس گفت: چگونه پاسخ دهى، در حالى كه خون رگهايت را بر ميان شانهها و پشتت ريختند و ميان سر و پيكرت، جدايى انداختند؟! گواهى مىدهم كه تو، فرزند خاتم پيامبران و فرزند سَرور مؤمنان و فرزند همپيمان تقوا و چكيده هدايت و پنجمين فرد از اصحاب كسايى و فرزند سالار نقيبان و فرزند فاطمه، سَرور زنانى؟! و چگونه چنين نباشى، در حالى كه از دست سَرور پيامبران، غذا خوردهاى و در دامان تقواپيشگان، پرورش يافتهاى و از سينه ايمان، شير نوشيدهاى و با اسلام، تو را از شير گرفتهاند.
پاك زيستى و پاك رفتى؛ امّا دلهاى مؤمنان، در فراق تو خوش نيست، بى آن كه در اين، ترديدى رود كه همه اينها به خيرِ تو بود. سلام و رضوان خدا بر تو باد! و