گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٠٢ - ٣/ ٤ پيكر امام عليه السلام در گذر زمان دگرگون نشد
٣/ ٤ پيكر امام عليه السلام در گذر زمان دگرگون نشد
٥٤٥. الأمالى، طوسى: ابراهيم ديزج مىگويد: متوكّل، مرا براى تغيير قبر حسين عليه السلام فرستاد و نامهاى را خطاب به جعفر بن محمّد بن عمّار قاضى، با من همراه كرد كه در آن، نوشته بود: «تو را از روانه كردن ابراهيم ديزج به كربلا براى نبش قبر حسين، آگاه مىكنم و چون نامهام را خواندى، به كار، سركشى كن».
جعفر بن محمّد بن عمّار، نامه را به من نشان داد. من فرمان او را به انجام رساندم و نزد او آمدم. به من گفت: چه كردى؟
گفتم: آنچه را فرمان داده بودى، انجام دادم؛ امّا چيزى نديدم و چيزى نيافتم.
او به من گفت: آيا خوب گود كردى [و تا تهِ قبر رفتى]؟
گفتم: چنين كردم و چيزى نديدم.
او به خليفه نوشت: «ابراهيم ديزج، نبش قبر كرده و چيزى نيافته است. به او فرمان دادهام و او قبر را به آب بسته و با گاو، شيار كرده است».
ابو على عمّارى مىگويد: ابراهيم ديزج برايم گفت و من هم از ماجرا پرسيدم. او به من گفت: من فقط با غلامان ويژهام رفتم و نبش قبر كردم. بوريايى نو يافتم كه پيكر حسين بن على بر آن قرار داشت و بوى مُشك از آن مىآمد. بوريا را- كه پيكر حسين عليه السلام بر آن بود- به همان حال، رها كردم و فرمان دادم خاك بر روى آن بريزند و آب را بر آن گشودم و فرمان دادم با گاو، آن جا را شيار كنند و شخم بزنند؛ امّا گاو بر آن جا گام مىنهاد و چون به جايگاه مىرسيد، از آن جا باز مىگشت.