گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٦ - ٢/ ١٤ پيشگويى پيامبر صلى الله عليه و آله درباره مزار او و زائرانش
فرمود: «بدترينِ مردمان».
گفت: پس از كشته شدن ما، كسى ما را زيارت مىكند؟
فرمود: «آرى؛ گروهى از امّتم، كه شما را به قصد نيكى و پيوند با من زيارت مىكنند. چون روز قيامت شود، در ايستگاه حسابرسى، نزدشان مىآيم و بازوهايشان را مىگيرم و از هراسها و سختىهاى آن، نجاتشان مىدهم».[١]
٤٤. الأمالى، طوسى- به نقل از جابر، از امام باقر عليه السلام، از امير مؤمنان عليه السلام-: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به ديدار ما آمد. امّ ايمن، شير و سرشير و خرما برايمان هديه آورده بود. آن را براى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله برديم و او از آن خورد و سپس به گوشه خانه رفت و چند ركعت نماز خواند و در آخرين سجدهاش به شدّت گريست. هيچ يك از ما به احترام او، چيزى نپرسيديم؛ امّا حسين در دامانش نشست و به او گفت: اى پدر! به خانه ما آمدى و از چيزى به اندازه آمدنت به خانه ما، خوشحال نشديم. سپس چنان گريهاى كردى كه ما را اندوهگين ساخت. چرا گريه كردى؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «پسركم! جبرئيل، هماكنون نزد من آمد و به من خبر داد كه شما كشته مىشويد و قتلگاههاى شما پراكنده است».
حسين گفت: پدر عزيزم! با اين پراكندگى، پاداش زائر ما چيست؟
فرمود: «پسركم! آنان گروههايى از امّت من هستند كه شما را زيارت مىكنند و به اين وسيله، بركت مىجويند و من بر خود، لازم مىدانم كه روز قيامت، نزد آنان بيايم
[١] دَخَلتُ عَلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام وَالحُسَينُ عليه السلام إلى جَنبِهِ، فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلى كَتِفِ الحُسَينِ عليه السلام، ثُمَّ قالَ: إنَّ هذا يُقتَلُ ولا يَنصُرُهُ أحَدٌ.
قالَ: قُلتُ: يا أميرَ المُؤمِنينَ! وَاللَّهِ، إنَّ تِلكَ لَحَياةُ سَوءٍ!! قالَ: إنَّ ذلِكَ لَكائِنٌ ٦٢
( كامل الزيارات: ص ١٤٩ ح ١٧٦، بحار الأنوار: ج ٤٤ ص ٢٦١ ح ١٥).