گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٠ - ٦/ ١٢ فرزدق
نمىدانم؟ به راستى كه خوارى و پَستى را هرگز بر خود نمىپسندم. فاطمه، پدرش را در حالى ملاقات مىكند كه از رفتار بنى اميّه با فرزندانش شاكى است. هرگز كسى كه او را از طريق [آزردن] فرزندانش بيازارد، وارد بهشت نخواهد شد!».[١]
٦/ ١٢ فَرَزدَق[٢]
٢٠٦. أنساب الأشراف- به نقل از زبير بن خِرّيت-: از فَرَزدَق شنيدم كه گفت: حسين را در منزل ذات عِرق ديدم كه به كوفه مىرفت. به من فرمود: «گمان مىكنى مردم كوفه- كه خورجينى از نامههايشان نزد من است- چه مىكنند؟».
گفتم: رهايت مىكنند. پس نرو. تو به سوى مردمى مىروى كه دلهايشان، با تو و
[١] قَدِ اعتَمَرَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام في ذِي الحِجَّةِ، ثُمَّ راحَ يَومَ التَّروِيَةِ إلَى العِراقِ، وَالنّاسُ يَروحونَ إلى مِنى ٢٢٣
( الكافى: ج ٤ ص ٥٣٥ ح ٤، تهذيب الأحكام: ج ٥ ص ٤٣٧ ح ١٥١٩).
[٢] ر. ك: الكافى: ج ٤ ص ٥٣٥ ح ٤، تهذيب الأحكام: ج ٥ ص ٤٣٧ ح ١٥١٩.