گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٤٦ - ٩/ ١٧ - ١ شمر
كربلا بوديم كه به شمر بن ذى الجوشن نگريست و فرمود: «خدا و پيامبرش، راست گفتهاند. پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود:" گويى به سگى سياه و سفيد مىنگرم كه زبانش را در خون خاندانم مىكند و مىآشامد"».
و شمر، پيسى داشت.[١]
٤٦٨. مثير الأحزان: سپس شخص ديگرى آمد و گفت: حسين، كجاست؟
فرمود: «من، اين جا هستم».
گفت: تو را به آتش [دوزخ]، بشارت مىدهم!
امام عليه السلام فرمود: «خود را به پروردگارى مهربان و شفاعتگرى پذيرنده، بشارت مىدهم! تو كيستى؟».
گفت: من، شمر بن ذى الجوشن هستم.
حسين عليه السلام فرمود: «اللَّه اكبر! پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود:" گويى سگى سياه و سفيد را مىبينم كه زبان، در خون خانوادهام مىكند و مىآشامد"».
همچنين حسين عليه السلام فرمود: « [در عالم رؤيا] ديدم كه سگانى، مرا گاز مىگيرند و در ميان آنها، سگى سياه و سفيد، از همه بيشتر به من حمله مىكند و آن، تو بودى».
و شمر، پيسى داشت.
نيز از تِرمِذى نقل شده كه به [امام] صادق عليه السلام گفته شد: [تحقّق] رؤيا، تا كِى به تأخير مىافتد؟
صادق عليه السلام، از خواب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ياد كرد كه پس از شصت سال، اتّفاق افتاد.[٢]
[١] المناقب، ابن شهرآشوب: ج ٤ ص ١١٣.
[٢] الطبقات الكبرى( الطبقة الخامسة من الصحابة): ج ١ ص ٤٧٦؛ المناقب، ابن شهرآشوب: ج ٤ ص ١١٣.