گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٥ - ٣/ ١٣ حر بن يزيد رياحى
٣٥٣. الأمالى، صدوق- به نقل از عبد اللَّه بن منصور، از امام صادق، از پدرش امام باقر، از امام زين العابدين عليهم السلام-: حُرّ بن يزيد، اسبش را هِى كرد و از لشكر عمر بن سعد- كه خدا، لعنتش كند-، عبور كرد و به لشكر حسين عليه السلام رسيد، در حالى كه دستش را بر سرش نهاده بود و مىگفت: خدايا! به سوى تو باز مىگردم. تو هم توبهام را بپذير كه من، دلهاى دوستان تو و فرزندان پيامبرت را لرزاندهام. اى فرزند پيامبر خدا! آيا من مىتوانم توبه كنم؟
امام عليه السلام فرمود: «آرى. خداوند، توبهات را پذيرفت».
حُر گفت: اى فرزند پيامبر خدا! آيا اجازه مىدهى برايت بجنگم؟
امام عليه السلام، اجازه فرمود. او به ميدان آمد، در حالى كه چنين رَجَز خواند:
من، گردنهايتان را با شمشير مىزنم
در راه بهترين ساكن سرزمين خَيف (صحراى مكّه).
آن گاه، هجده تن از آنان را كُشت و سپس، كشته شد. امام حسين عليه السلام نزد او- كه خون از بدنش جارى بود- آمد و فرمود: «به به! اى حُر! تو در دنيا و آخرت، حُرّى