گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٤ - سده نهم هجرى
شدند. از اين رو، عالمانى باتدبير، از قتل و غارت، جلوگيرى كردند و از هلاكو خواستند بدانها امان داده، از آنها حراست كند. او نيز چنين كرد و بدين سان، شيعيان جنوب بغداد (مانند حلّه و كوفه و ...) از فتنه رَهيدند. اينچنين، شيعيان، با سقوط عبّاسيان، به آزادىهايى دست يافته بودند و از سوى ديگر، در دهههاى پايانى اين سده، يكى از جانشينان هلاكو به نام غازانخان، شيعه شد و در عمران كربلا كوشيد و طبيعتاً زمينه علنى شدن برپايى شعائر، به وجود آمد و ....
سده هشتم
در اين سده، غازانخان- كه حكومتش از سال ٦٩٤ ق، شروع شده بود- گامهايى در گسترش گرايشهاى شيعى برداشت. پس از وى، برادرش سلطان محمّد خدابنده، به قدرت رسيد و پس از مدّتى، شيعه شد و در ترويج و رسمى كردن آن، بسى تلاش كرد. بدين سان، با گرايش حاكمان مغول به تشيّع و رسمى شدن اين مذهب، زمينه انجام گرفتن علنى عزادارى و فراز آوردن شعائر شيعى گسترش يافت.
سلسله جلايريان نيز- كه در عراق به حكومت رسيدند و خواهرزادههاى سلطان محمّد خدابنده بودند- گرايش شيعى داشتند و حكومت آنها تا سال ٨١٤ ق، ادامه يافت. ابن بطوطه (م ٧٧٩ ق)، از مناطق: كربلا، حلّه، بحرين، قم، كاشان، ساوه و توس به عنوان شيعى متعصّب، ياد مىكند.[١]
سده نهم هجرى
سده نهم، با يورشهاى تيمور لنگ- كه عراق و شام نيز از آن در امان نماندند- آغاز گشت. با مرگ تيمور و به حكومت رسيدن فرزندش شاهرخ، فضا دگرگون شد و او به ترويج فرهنگ و عمران آبادىها روى آورد و در جهت بازسازى خرابىهاى پدر كوشيد و همسرش، مسجد باشُكوه «گوهرشاد» را در كنار حرم امام رضا عليه السلام بنياد نهاد. اين اقدامات و رويكردها، حكايت از آن دارد كه در آن زمان، آزادىهاى نسبى براى شيعيان در به جا آوردن شعائر، به وجود آمده است.
[١] إنَّ رَسولَ اللَّهَ صلى اللَّه عليه و آله اضطَجَعَ ذاتَ لَيلَةٍ لِلنَّومِ، فَاستَيقَظَ وهُوَ حائِرٌ، ثُمَّ اضطَجَعَ فَرَقَدَ، ثُمَّ استَيقَظَ وهُوَ حائِرٌ دونَ ما رَأَيتُ بِهِ المَرَّةَ الاولى، ثُمَّ اضطَجَعَ فَاستَيقَظَ وفي يَدِهِ تُربَةٌ حَمراءُ يُقَبِّلُها، فَقُلتُ: ما هذِهِ التُّربَةُ يا رَسولَ اللَّهِ؟
قالَ: أخبَرَني جِبريلُ- عَلَيهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ- أنَّ هذا يُقتَلُ بِأَرضِ العِراقِ- لِلحُسَينِ-.
فَقُلتُ لِجِبريلَ عليه السلام: أرِني تُربَةَ الأَرضِ الَّتي يُقتَلُ بِها، فَهذِهِ تُربَتُها ٢٢
( المستدرك على الصحيحين: ج ٤ ص ٤٤٠ ح ٨٢٠٢، المعجم الكبير: ج ٣ ص ١٠٩ ح ٢٨٢١).