گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩١ - ٢/ ١٠ شدت جنگ در نيمه روز
٣٣٨. الإرشاد: مردم (لشكر)، به سوى حسين عليه السلام باز گشتند و شمر بن ذى الجوشن- كه خدا لعنتش كند-، به جناح چپ [سپاه حسين عليه السلام]، حمله برد و آنان، در برابرش ايستادند و با او به زد و خورد پرداختند. از هر سو به حسين عليه السلام و يارانش حمله شد و ياران حسين عليه السلام، به شدّت با آنان جنگيدند و سواران آنها- كه تنها ٣٢ تن بودند-، پيوسته حمله مىكردند و به هر جا از سپاه كوفه كه حمله مىبُردند، آن را مىشكافتند.
هنگامى كه عُروة بن قيس- كه فرمانده سواران سپاه كوفه بود-، چنين ديد، به عمر بن سعد پيغام داد كه: آيا آنچه را سوارانم امروز از اين تعداد كم مىكِشند، نمىبينى؟! پيادگان و تيراندازان را به سوى آنها بفرست.
پس عمر، تيراندازان را به سوى آنان فرستاد. اسب حُرّ بن يزيد، از پاى در آمد. او از اسب فرود آمد و اين گونه مىگفت:
اگر اسبم را از پاى در مىآوريد، من، فرزند مردى آزادهام
شجاعم، شجاعتر از شيرِ يال و كوپالدار.
و با شمشيرش، بر آنها مىزد كه بر سرش ريختند. ايّوب بن مُسَرِّح و مرد ديگرى از سواران كوفه، در كشتن او شركت جستند.
ياران حسين بن على عليه السلام، به شدّت با دشمن جنگيدند تا اين كه ظهر شد. هنگامى كه حُصَين بن نُمَير، فرمانده تيراندازان، مقاومت ياران حسين عليه السلام را ديد، يارانش را- كه پانصد تيرانداز بودند-، جلو كشيد و از آنان خواست تا ياران حسين عليه السلام را تيرباران كنند. آنان نيز طولى نكشيد كه مَركبهاى ايشان را با تير، از پاى در آوردند و آن مردان را زخمى و پياده كردند و مدّتى، جنگ ميانشان بالا گرفت.
شمر بن ذى الجوشن، با يارانش [به پيش] آمد و زُهَير بن قَين- كه خدا، رحمتش