گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٨ - موقعيت خيمههاى امام حسين عليه السلام و نقش آنها در صحنه نبرد
براى برخورد با دشمن، باقى گذاشتند.[١]
اگر مجموع اين تدابير حكيمانه جنگىِ امام عليه السلام نبود، نه تنها سپاه ابن سعد مىتوانست از پشت، ياران امام عليه السلام را مورد حمله قرار دهد؛ بلكه در همان لحظات آغازين حمله، به سادگى، آنان را در حلقه محاصره خود مىگرفتند و با كمترين درگيرى، امام عليه السلام و يارانش را شهيد يا اسير مىكردند.
ولى صبح عاشورا، هنگامى كه دشمن خواست تا حمله را آغاز كند، ناگاه، خود را در برابر تلّى از آتش و دود، مشاهده كرد كه از اطراف خيمههاى امام عليه السلام و يارانش زبانه مىكشيد.
بر اساس اين تدبير و با اين آرايش جنگى، سپاه امام عليه السلام- كه عدد آنها بنا بر نقل مشهور، ٧٢ تن بود-،[٢] توانستند در برابر سپاه دشمن- كه تعداد آنها تا ٣٥ هزار نفر، برآورد شده-، ساعتها مقاومت كنند و شمار فراوانى از دشمنان را به هلاكت برسانند.
شدّت مقاومت ياران امام حسين عليه السلام در نبرد رويارو، موجب شد كه عمر بن سعد، جمعى از سپاه خود را مأمور كرد كه خيمههاى آنها را ويران كنند تا بتوانند آنها را محاصره نمايند.[٣]
اين تدبير هم كارساز نبود؛ چون ياران امام عليه السلام، در گروههاى سه يا چهار نفره، در لا به لاى خيمهها كمين مىكردند و دشمن را- كه مشغول ويران كردن خيمهها بودند-، از پا در مىآوردند.
ابن سعد، چون از اين اقدام هم نتيجهاى نگرفت، براى پيشگيرى از تلفات بيشتر سپاه خود، ضمن دستور توقّف اين عمليات، مجدّداً چنين دستور داد كه خيمهها را آتش بزنند؛ ولى داخل آنها نشوند و آنها را خراب نكنند. لذا آتش آوردند و خيمهها
[١] قالَ[ الحُسَينُ] عليه السلام: أينَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ؟ ادعوا لي عُمَرَ، فَدُعِيَ لَهُ، وكانَ كارِهاً لا يُحِبُّ أن يَأتِيَهُ، فَقالَ: يا عُمَرُ، أنتَ تَقتُلُني وتَزعُمُ أن يُوَلِّيَكَ الدَّعِيُّ بنُ الدَّعِيِّ بِلادَ الرَّيِّ وجُرجانَ؟ وَاللَّهِ، لا تَتَهَنَّأُ بِذلِكَ أبدَاً، عَهدٌ مَعهودٌ، فَاصنَع ما أنتَ صانِعٌ؛ فَإِنَّكَ لا تَفرَحُ بَعدي بِدُنيا ولا آخِرَةٍ، وكَأَنّي بِرَأسِكَ عَلى قَصَبَةٍ قَد نُصِبَ بِالكوفَةِ، يَتَراماهُ الصِّبيانُ، ويَتَّخِذونَهُ غَرَضاً بَينَهُم.
فَغَضِبَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ مِن كَلامِهِ، ثُمَّ صَرَفَ وَجهَهُ عَنهُ، ونادى بِأَصحابِهِ: ما تَنتَظِرونَ بِهِ؟ احمِلوا بِأَجمَعِكُم، إنَّما هِيَ اكلَةٌ واحِدَةٌ ٣٣٠
( مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ٢ ص ٨؛ الحدائق الورديّة: ج ١ ص ١١٩).
[٢] ونادى عُمَرُ بنُ سَعدٍ: يا ذُوَيدُ، أدنِ رايَتَكَ، فَأَدناها، ثُمَّ وَضَعَ سَهمَهُ في كَبِدِ قَوسِهِ، ثُمَّ رَمى، وقالَ: اشهَدوا أنّي أوَّلُ مَن رَمى! ثُمَّ ارتَمَى النّاسُ وتَبارَزوا ٣٣١
( الإرشاد: ج ٢ ص ١٠١؛ تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٢٩).
[٣] فَتَقَدَّمَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ، ورَمى نَحوَ عَسكَرِ الحُسَينِ عليه السلام بِسَهمٍ، وقالَ: اشهَدوا لي عِندَ الأَميرِ أنّي أوَّلُ مَن رَمى، وأقبَلَتِ السِّهامُ مِنَ القَومِ كَأَنَّهَا القَطرُ.
فَقالَ عليه السلام لِأَصحابِهِ: قوموا رَحِمَكُمُ اللَّهُ إلَى المَوتِ الَّذي لا بُدَّ مِنهُ؛ فَإِنَّ هذِهِ السِّهامَ رُسُلُ القَومِ إلَيكُم.
فَاقتَتَلوا ساعَةً مِنَ النَّهارِ حَملَةً وحَملَةً، حَتّى قُتِلَ مِن أصحابِ الحُسَينِ عليه السلام جَماعَةٌ ٣٣٢
( الملهوف: ص ١٥٨؛ الفتوح: ج ٥ ص ١٠٠).