گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٢٦ - ٨/ ٦ آماده شدن خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله براى بازگشت به مدينه
او مردى را با سى سوار، همراه آنان روانه كرد تا پيشاپيش آنان برود و با فاصله از ايشان، فرود آيد تا آنان را به مدينه برساند.[١]
٦٧٣. الإرشاد: يزيد، فرمان داد تا زنان را در خانهاى جدا، فرود آورند و برادرشان على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام با آنان باشد. خانهاى جدا و چسبيده به خانه يزيد، برايشان آماده كردند و چند روز در آن جا بودند. سپس يزيد، نُعمان بن بشير را فرا خواند و به او گفت: آماده شو تا اين زنان را به مدينه ببرى.
هنگامى كه خواست آنان را آماده كند، على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام را خواست و با وى خلوت كرد و سپس به وى گفت: خداوند، ابن مَرجانه را لعنت كند! به خدا سوگند، اگر من با پدرت طرف بودم، هيچ گاه چيزى از من نمىخواست، جز آن كه به او مىبخشيدم و با هر چه مىتوانستم، مرگ را از او دور مىكردم؛ امّا خداوند، آنچه را ديدى، تقدير كرده بود. از مدينه به من نامه بنويس و هر درخواستى داشتى، به من برسان.
آن گاه به ايشان و خانواده ايشان، لباس داد و در زمره گروه نُعمان بن بشير، فرستادهاى (مأمور ويژهاى) روانه كرد و به او گفت كه آنان را [در خُنَكاى] شب، راه ببرد و جلوتر از آنان باشد؛ امّا نه آن اندازه دور كه كاروان به او نرسند، و چون فرود مىآيند، از آنها فاصله بگيرد و خود و يارانش، گرداگردشان پخش شوند و به گونهاى، نگهبان آنان باشند و چندان با فاصله از آنان فرود بيايند كه چون كسى از آنان خواست وضويى بگيرد و يا براى قضاى حاجتى برود، خجالت نكشد.
اين فرستاده، همراه نعمان رفت و همواره همراه آنان در راه، فرود مىآمد و با آنان، همان گونه كه يزيدْ سفارش كرده بود، همراهى مىكرد و رعايت آنها را مىنمود، تا آن كه به مدينه وارد شدند.[٢]
[١] ر. ك: الآثار الباقية: ص ٤٢٢، ترجمه الفتوح: ص ٩١٦.
[٢] ر. ك: الأمالى، صدوق: ص ٢٣١ ح ٢٤٣. متن اين كتاب، تنها آمدن امام زين العابدين عليه السلام را به كربلا مىرساند؛ امّا در مورد ساير خانواده امام عليه السلام، ساكت است.