گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٦ - ٢/ ١١ نماز جماعت در ظهر عاشورا به امامت حسين عليه السلام
٣٤١. الملهوف: هنگام نماز ظهر شد. حسين عليه السلام به زُهَير بن قَين و سعيد بن عبد اللَّه، فرمان داد تا با حدود نيمى از يارانش، جلوى ايشان بِايستند. سپس امام عليه السلام با آنان، نماز خوف گزارد.
به سوى حسين عليه السلام، تيرى پرتاب شد. سعيد بن عبد اللَّه حنفى، جلوى امام عليه السلام ايستاد و با جانش از او محافظت كرد، بى آن كه به چپ و راست برود، تا آن كه بر اثرِ تيرهايى كه خورده بود، به زمين افتاد، در حالى كه مىگفت: خدايا! آنان را همچون عاد و ثمود، لعنت كن. خدايا! سلام مرا به پيامبرت برسان و از درد و رنج زخمهايم، به او خبر ده كه هدفم از يارىِ فرزندان پيامبرت، [كسب] ثواب تو بوده است.
سپس، شهيد شد- كه خشنودى خدا بر او باد- و افزون بر جاى ضربههاى شمشير و زخم نيزهها، سيزده تير در [بدن] او يافتند.[١]
٣٤٢. الإرشاد: جنگ، بالا گرفت و شديد شد و كشتگان و زخميان در ياران ابا عبد اللَّه الحسين عليه السلام، فراوان شدند، تا آن كه ظهر شد و حسين عليه السلام با يارانش، نماز خوف گزارد[٢].[٣]
[١] در الطبقات الكبرى( الطبقة الخامسة من الصحابة)( ج ١ ص ٤٣٥ ح ٤٢٤)، به نقل از عربان بن هيثم، آمده است:« پدرم به صحرا مىرفت و در منطقهاى منزل مىكرد كه جنگ حسين عليه السلام در آن جا رخ داد. ما هر وقت وارد آن جا مىشديم، مردى اسدى را مىديديم كه در آن جا مقيم شده است. پدرم به او گفت: مىبينم كه اين جا اقامت كردهاى؟ او گفت: به من خبر رسيده كه حسين عليه السلام، در اين جا كشته مىشود. من آمدهام تا با او باشم و با او كُشته شوم. وقتى حسين عليه السلام كشته شد، پدرم گفت: برويم و ببينيم آيا آن مرد اسدى، ميان كشتگان هست يا نه؟ به آوردگاه آمديم و گشتيم. ديديم كه او جزو كشتههاست».
[٢] الإقبال: ج ٣ ص ٧٣ و ٣٤١.
[٣] الملهوف: ص ١٥٤.