گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٠٩ - ٥/ ٢٢ عبد الله بن حوزه
فرمود: «پروردگارا! او را به سوى آتش بكشان».
اسب ابن حَوزه، در نهر كوچكى، سكندرى رفت و وى را در آن نهر انداخت، در حالى كه پايش در ركاب، گير كرده بود و سرش به زمين افتاده بود. اسب همچنان مىدويد و سرِ او را به هر سنگ و چوبى مىكوبيد تا اين كه مُرد.
امّا سُوَيد بن حَيّه، نظرش اين بود كه عبد اللَّه بن حوزه، وقتى اسبش سكندرى رفت، پاى چپش در ركاب ماند و پاى راستش در هوا معلّق بود و اسب با همان وضع مىدويد و سر او را به هر سنگ و چوبى مىزد تا اين كه مُرد.[١]
٧٤٩. المعجم الكبير- به نقل از ابن وائل، يا وائل بن علقمه كه در آن جا حاضر بود-: مردى ايستاد و گفت: آيا حسين در ميان شماست؟
گفتند: آرى.
گفت: مژدهات باد به آتش!
حسين عليه السلام فرمود: «من به پروردگارِ مهربان و شفيعِ فرمان بُردارى شده، مژده داده شدهام تو كيستى؟».
او گفت: من ابن جُوَيزه- يا حُوَيزه- هستم.
حسين عليه السلام فرمود: «خداوندا! او را به سوى آتش بكشان».
پس چارپايش، او را برداشت [و دويد]، در حالى كه پايش در ركاب، گير كرده
[١] تاريخ دمشق: ج ١٢ ص ١٨٥، تاريخ الإسلام: ج ٦ ص ٣٢٣.