گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٠ - ٤/ ٣٢ وصيتهاى مسلم بن عقيل
٤/ ٣٢ وصيّتهاى مسلم بن عقيل
١٧٥. أنساب الأشراف: مسلم بن عقيل را نزد ابن زياد آوردند. ابن اشعث به وى امان داده بود؛ ولى [عبيد اللَّه] امانش را نپذيرفت. وقتى مسلم در برابر ابن زياد ايستاد، به همنشينهاى عبيد اللَّه نگاه كرد. آن گاه به عمر بن سعد بن ابى وقّاص گفت: ميان من و تو، خويشاوندى است و تو آن را مىدانى. برخيز تا به تو وصيّت كنم.
عمر بن سعد، امتناع كرد. ابن زياد به وى گفت: برخيز و نزد عموزادهات برو.
عمر بن سعد برخاست. مسلم گفت: از هنگامى كه به كوفه وارد شدهام، هفتصد درهم بدهكارم. آن را ادا كن. جنازهام را از ابن زياد، تحويل بگير و به خاك بسپار، و كسى را به سوى حسين بفرست تا او را برگرداند.
عمر بن سعد، تمام آنچه را كه مسلم گفته بود، براى ابن زياد باز گفت.
ابن زياد به عمر بن سعد گفت: مال تو، اختيارش با توست. هر كارى مىخواهى، بكن. در باره حسين نيز، اگر او قصد ما را نداشته باشد، ما هم با او كارى نداريم. و امّا جنازه مسلم، شفاعت تو را در اين باره نمىپذيريم؛ زيرا او تلاش كرد كه ما را نابود كند.
سپس گفت: پس از كشتن او، با جنازهاش مىخواهيم چه كنيم؟![١]
[١] قالَ[ الإِمامُ الحُسَينُ عليه السلام لِلرِّجالِ الأَربَعِ الَّذينَ أقبَلوا مِنَ الكوفَةِ]: أخبِروني، فَهَل لَكُم بِرَسولي إلَيكُم؟ قالوا: مَن هُوَ؟ قالَ: قَيسُ بنُ مُسهِرٍ الصَّيداوِيُّ، فَقالوا: نَعَم، أخَذَهُ الحُصَينُ بنُ تَميمٍ، فَبَعَثَ بِهِ إلَى ابنِ زِيادٍ، فَأَمَرَهُ ابنُ زِيادٍ أن يَلعَنَكَ ويَلعَنَ أباكَ، فَصَلّى عَلَيكَ وعَلى أبيكَ ولَعَنَ ابنَ زِيادٍ وأباهُ، ودَعا إلى نُصرَتِكَ، وأخبَرَهُم بِقُدومِكَ، فَأَمَرَ بِهِ ابنُ زِيادٍ فَالقِيَ مِن طَمارِ القَصرِ.
فَتَرَقرَقَت عَينا حُسَينٍ عليه السلام ولَم يَملِك دَمعَهُ، ثُمَّ قالَ:« فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا)، اللَّهُمَّ اجعَل لَنا ولَهُمُ الجَنَّةَ نُزُلًا، وَاجمَع بَينَنا وبَينَهُم في مُستَقَرٍّ مِن رَحمَتِكَ، ورَغائِبَ مَذخورِ ثَوابِكَ ١٩١
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٠٥. نيز، ر. ك: الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٥٥٤).