گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٥ - ١/ ٧ نامه ابن زياد به امام عليه السلام و پاسخ ندادن ايشان
٢٧٦. الملهوف: راوى مىگويد: عبيد اللَّه بن زياد، يارانش را به جنگ با حسين عليه السلام، فرا خواند و آنان، پيروىاش كردند. قومش را خوار داشت و اطاعتش كردند. آخرتِ عمر بن سعد را با دنيايش خريد و او را به فرماندهى نبرد با حسين عليه السلام، فرا خواند و او پذيرفت و با چهار هزار سوار، براى جنگ با حسين عليه السلام بيرون آمد. همچنين ابن زياد، سپاهيانى را پشتِ سر او فرستاد تا آن كه شش شب از محرّم گذشته، به بيست هزار نفر رسيدند، و بر حسين عليه السلام تنگ گرفت تا آن جا كه تشنگى در حسين عليه السلام و يارانش اثر كرد.[١]
١/ ٧ نامه ابن زياد به امام عليه السلام و پاسخ ندادن ايشان
٢٧٧. الفتوح: حُرّ بن يزيد، با هزار سوار آمد و رو به روى حسين عليه السلام، فرود آمد. سپس به عبيد اللَّه بن زياد، خبر فرود آمدن حسين عليه السلام را به سرزمين كربلا نوشت. عبيد اللَّه بن زياد نيز به حسين عليه السلام چنين نوشت: «امّا بعد، اى حسين! خبر فرود آمدنت به كربلا، به من رسيده و اميرمؤمنان يزيد بن معاويه، به من نوشته است كه بستر نگُسترم و نانِ سير نخورم تا آن كه تو را به خداى داناى لطيف، ملحق كنم يا به حكم من و يزيد بن معاويه، گردن بنهى. والسّلام!».
هنگامى كه نامه رسيد، حسين عليه السلام آن را خواند. سپس آن را پرتاب كرد و فرمود: «قومى كه رضايتِ خودشان را بر رضايت آفريدگارشان مقدّم بدارند، رستگار نمىشوند».
[١] فَلَمّا كانَ التّاسِعُ مِنَ المُحَرَّمِ دَعاهُم عُمَرُ بنُ سَعدٍ إلَى المُحارَبَةِ، فَأَرسَلَ الحُسَينُ عليه السلام العَبّاسَ عليه السلام يَلتَمِسُ مِنهُم تَأخيرَ تِلكَ اللَّيلَةِ، فَقالَ عُمَرُ لِشِمرٍ: ما تَقولُ؟ قالَ: أمّا أنَا لَو كُنتُ الأَميرَ لَم انظِرهُ. فَقالَ عَمرُو بنُ الحَجّاجِ بنِ سَلَمَةَ بنِ عَبدِ يَغوثَ الزُّبَيدِيُّ: سُبحانَ اللَّهِ! وَاللَّهِ، لَو كانَ مِنَ التُّركِ وَالدَّيلَمِ وسَأَلوكَ عَن هذا ما كانَ لَكَ أن تَمنَعَهُم حينَئِذٍ، أمهِلهُم.
فَكانَ لَهُم في تِلكَ اللَّيلَةِ دَوِيٌّ كَالنَّحلِ مِنَ الصَّلاةِ وَالتِّلاوَةِ، فَجاءَ إلَيهِم جَماعَةٌ مِن أصحابِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ ٣٠٠
( مثير الأحزان: ص ٥٢).