گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٩ - ١/ ٩ نامه ابن سعد به ابن زياد و پاسخ او
سرزمين، به من نامه نوشتهاند و فرستادگان آنها نزد من آمده، از من خواستهاند كه بيايم و من، آمدهام؛ امّا اكنون، اگر [آمدن] مرا خوش نمىدارند و از تصميمى كه فرستادگانشان برايم آورده بودند، منصرف شدهاند، من نيز باز مىگردم"».
هنگامى كه نامه را براى ابن زياد خواندند، گفت:
اكنون كه چنگالهايمان در او فرو رفته است
اميد نجات دارد؛ ولى هيچ راه گريزى نيست.
آن گاه عبيد اللَّه بن زياد، به عمر بن سعد، نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، نامهات به من رسيد و آنچه را گفتى، فهميدم. به حسين، پيشنهاد بده كه خودش و همه يارانش با يزيد، بيعت كنند. چون چنين كرد، تصميم خود را مىگيريم. والسّلام!».
هنگامى كه نامه به عمر بن سعد رسيد، گفت: فكرش را مىكردم كه ابن زياد، [حسين را] آسوده نخواهد گذاشت![١]
٢٨٢. المناقب، ابن شهرآشوب: عمر بن سعد، با چهارهزار تن آمد تا بر حسين عليه السلام، فرود آمد و فردايش، قُرّة بن قيس حَنظَلى را روانه كرد تا هدف از آمدنش را بپرسد. هنگامى كه پيغامش را رساند، امام حسين عليه السلام فرمود: «اهالى سرزمينتان، به من نوشتهاند كه
[١] قيلَ لِمُحَمَّدِ بنِ بَشيرٍ الحَضرَمِيِّ: قَد اسِرَ ابنُكَ بِثَغرِ الرِّيِّ.
قالَ: عِندَ اللَّهِ أحتَسِبُهُ ونَفسي، ما كُنتُ احِبُّ أن يُؤسَرَ، ولا أن أبقى بَعدَهُ.
فَسَمِعَ قَولَهُ الحُسَينُ عليه السلام فَقالَ لَهُ: رَحِمَكَ اللَّهُ، أنتَ في حِلٍّ مِن بَيعَتي، فَاعمَل في فِكاكِ ابنِكَ. قالَ: أكَلَتنِي السِّباعُ حَيّاً إن فارَقتُكَ.
قالَ: فَأَعطِ ابنَكَ هذِهِ الأَثوابَ وَالبُرودَ يَستَعينُ بِها في فِكاكِ أخيهِ.
فَأَعطاهُ خَمسَةَ أثوابٍ قيمَتُها ألفُ دينارٍ ٣٠٥
( الطبقات الكبرى/ الطبقة الخامسة من الصحابة: ج ١ ص ٤٦٨ ح ٤٤٣، تهذيب الكمال: ج ٦ ص ٤٠٧).