گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٨٦ - ٥/ ٣ عمر بن سعد
را بر عهده گرفتند.
دو گروه، آماده نبرد شدند. كوفيان، همگى در جَبّانة الحَشّاشين گرد آمدند. مختار به سوى آنها حركت كرد و درگير شدند ....
به مختار، خبر رسيد كه شَبَث بن رِبعى و عمرو بن حَجّاج و محمّد بن اشعث با عمر بن سعد، به همراه گروهى از اشراف كوفه، راه بصره را پيش گرفتهاند [و فرار مىكنند]. وى مردى از نزديكان خود به نام ابو قَلوص شِبامى را با سپاهى در پى آنان فرستاد. او در منطقه مَذار به آنها رسيد. آنها با او (ابو قَلوص) درگير شدند و ساعتى با وى جنگيدند و شكست خوردند و عمر بن سعد به دست او افتاد و بقيّه فرار كردند. او عمر بن سعد را نزد مختار آورد.
مختار گفت: ستايش، خدايى را كه تو را در دسترس قرار داد! به خدا سوگند، دلهاى خاندان محمّد را با ريختن خونت تسكين مىدهم. اى كَيسان! گردنش را بزن. او هم گردن عمر بن سعد را زد و سرش را گرفت و به مدينه نزد محمّد بن حنفيّه فرستاد.[١]
٧٣٢. الدعوات: وقتى مختار، سرِ عمر بن سعد- كه بر او لعنت باد- را براى امام زين العابدين عليه السلام فرستاد، به پيكش گفت: به هيچ كس مگو كه چه همراه دارى، تا سفره غذا
[١] وطَلَبَ- المُختارُ- رَجُلًا مِن خَثعَمَ يُقالُ لَهُ: عَبدُ اللَّهِ بنُ عُروَةَ الخَثعَمِيُّ، كانَ يَقولُ:« رَمَيتُ فيهِمِ بِاثنَي عَشَرَ سَهماً ضَيعَةً»، فَفاتَهُ، ولَحِقَ بِمُصعَبٍ، فَهَدَمَ دارَهُ ٧٥٣
( تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ٦٥. ر. ك: ذوب النُّضار: ص ١٢٢).