گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩٤ - ٤/ ٩ گريه امام زين العابدين عليه السلام
گريست كه چشمانش نابينا شد، در حالى كه پسرش زنده بود و اطّلاعى از مرگش نداشت؛ امّا من با چشم خود ديدم كه پدرم و هفده تن از خانوادهام در يك ساعت، كشته شدند. آيا گمان مىكنيد اندوه آنها از دلم بيرون مىرود؟».[١]
٨٤٢. كامل الزيارات- به نقل از زراره، از امام صادق عليه السلام، در يادكرد گريه امام زين العابدين عليه السلام بر پدرش امام حسين عليه السلام-: جدّم به ياد حسين عليه السلام كه مىافتاد، مىگريست، تا اين كه اشك، چشمان و محاسنش را خيس مىكرد، تا جايى كه هر كس ايشان را مىديد، از سرِ ترحّم، به گريه او مىگريست.[٢]
٨٤٣. الملهوف: يكى از غلامان امام زين العابدين عليه السلام نقل كرد كه: امام عليه السلام روزى به بيابان رفت و من هم دنبال ايشان رفتم. ديدم روى سنگ سختى به سجده افتاد. ايستادم و شيون و گريهاش را مىشنيدم و شمردم كه هزار بار فرمود: «لا إله إلّا اللَّه حقّاً حقّا، لا إله إلّا اللَّه تعبّداً و رِقّا، لا إله إلّا اللَّه إيماناً و تصديقا!». آن گاه سرش را از سجده برداشت، در حالى كه محاسن و صورتش را اشك، فرا گرفته بود.
گفتم: اى مولاى من! آيا وقتِ آن نرسيده كه غمت پايان يابد و گريهات كمتر گردد؟
به من فرمود: «واى بر تو! يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم، پيامبر بود و پسر پيامبر. او دوازده پسر داشت. خداوند سبحان، يكى از آنان را ناپديد كرد و موى سر او از اندوه، سفيد شد و از غم و غصّه، كمرش خميد و چشمش از فرط گريه نابينا گشت، در حالى كه پسرش زنده بود؛ ولى من ديدم كه پدر و برادر و هفده تن از خانوادهام، كُشته بر خاك افتادهاند. پس چگونه غصّهام به پايان برسد و گريهام اندك شود؟!».[٣]
[١] اللَّهُمَّ صَلَّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاغفِر لَنا ولِوالِدَينا، ولِجَميعِ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ وَالمُسلِمينَ وَالمُسلِماتِ الأَحياءِ مِنهُم وَالأَمواتِ، وآتِنا فِي الدُّنيا حَسَنَةً وفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وقِنا عَذابَ النّارِ.
[٢] سُبحانَ اللَّهِ وَالحَمدُ للَّهِ ولا إله إلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أكبَرُ- أربَعينَ مَرَّةً-.
[٣] زادَ اللَّهُ في شَرَفِكُم، وَالسَّلامُ عَلَيكُم ورَحمَةُ اللَّهِ وبَرَكاتُهُ.