گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩١٨ - ٥/ ٣٤ مردى از قبيله طى
مردِ دارِمى به من خبر داد و گفت: از آن هنگام كه وى را كشتهام، تا كنون، خوابم نبرده است، مگر اين به خوابم مىآيد و شانههايم را مىگيرد و مرا راه مىبَرد و مىگويد: «برو» و مرا به سوى جهنّم مىبَرد و در آن، پرتاب مىكند، تا اين كه صبح مىشود.
كنيز او، اين را شنيد و گفت: از فريادش نمىگذارد شبها لحظهاى بخوابيم!
[قاسم] گفت: با گروهى از جوانان محلّه، نزد زنش رفتيم و از حال او پرسيديم. گفت: او خودش، خودش را هلاك ساخت و به شما، راست گفته است.[١]
٥/ ٣٤ مردى از قبيله طَى
٧٥٩. تاريخ الطبرى- به نقل از سعد بن عبيده-: دو نوجوانِ آنها (كاروان اسيران كربلا)- كه فرزند عبد اللَّه بن جعفر يا نوه جعفر بودند- فرار كردند و پيش مردى از قبيله طَى آمدند و به او پناه آوردند. او گردن آن دو را زد و سرهايشان را آورد و نزد ابن زياد گذاشت. ابن زياد، گردن آن مرد را زد و دستور داد خانهاش را ويران كردند.[٢]
[١] أخرَجُوا النِّساءَ مِنَ الخَيمَةِ، وأشعَلوا فيهَا النّارَ، فَخَرَجنَ حَواسِرَ، مُسَلَّباتٍ حافياتٍ باكِياتٍ، يَمشينَ سَبايا في أسرِ الذِّلَّةِ، وقُلنَ: بِحَقِّ اللَّهِ إلّا ما مَرَرتُم بِنا عَلى مَصرَعِ الحُسَينِ عليه السلام، فَلَمّا نَظَرَتِ النِّسوَةُ إلَى القَتلى صِحنَ وضَرَبنَ وُجوهَهُنَّ.
قالَ[ الرّاوي]: فَوَ اللَّهِ، لا أنسى زَينَبَ ابنَةَ عَلِيٍّ عليه السلام وهِيَ تَندُبُ الحُسَينَ عليه السلام وتُنادي بِصَوتٍ حَزينٍ، وقَلبٍ كَئيبٍ: وا مُحَمَّداه! صَلّى عَلَيكَ مَليكُ السَّماءِ، هذا حُسَينٌ بِالعَراءِ، مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ، مُقَطَّعٌ الأَعضاءِ، وا ثُكلاه! وبَناتُكَ سَبايا، إلَى اللَّهِ المُشتَكى، وإلى محمّدٍ المُصطَفى، وإلى عَلِيٍّ المُرتَضى، وإلى فاطِمَةَ الزَّهراءِ، وإلى حَمزَةَ سَيِّدِ الشُّهَداءِ.
وا مُحَمَّداه! وهذا حُسَينٌ بِالعَراءِ، تَسفي عَلَيهِ ريحُ الصَّبا، قَتيلُ أولادِ البَغايا، وَاحُزناه! واكَرباه عَلَيكَ يا أبا عَبدِ اللَّهِ! اليَومَ ماتَ جَدّي رَسولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله، يا أصحابَ مُحَمَّدٍ، هؤُلاءِ ذُرِّيَّةُ المُصطَفى يُساقونَ سَوقَ السَّبايا ٧٧٠
( الملهوف: ص ١٨٠، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٥٨).
[٢] در مصدر، چنين آمده؛ ولى درست، آن است كه امّ كلثوم، خواهر امام حسين عليه السلام است.