گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤٧ - ٦/ ٨ احتجاج زيد بن ارقم با ابن زياد
جلويش گذاشتند. ابن زياد به آن مىنگريست و لبخند مىزد و با چوبدستىاش بر دندانهاى پيشِ حسين عليه السلام مىزد.
زيد بن ارقَم، از اصحاب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله- كه پيرمردى كهنسال بود-، كنار ابن زياد بود. هنگامى كه ديد او با چوبدستى بر دندانهاى امام عليه السلام مىزند، به او گفت: چوبدستىات را از اين دو لب بردار كه- سوگند به خدايى كه خدايى جز او نيست-، آن قدر ديدهام دو لب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله بر اين دو لب، بوسه مىزند كه به شمار نمىتوانم بياورم. سپس با صداى بلند گريست.
ابن زياد به او گفت: خداوند، چشمهايت را گريان كند! آيا از پيروزى خدا مىگِريى؟ به خدا سوگند، اگر پيرمردى خِرِفت نبودى و عقلت نرفته بود، گردنت را مىزدم. زيد بن ارقَم، از پيش ابن زياد برخاست و به خانهاش رفت.[١]
٦٠٧. الأمالى، طوسى- به نقل از حَكَم بن محمّد بن قاسم ثَقَفى، از پدرش، از جدّش-: هنگام آوردن سر حسين عليه السلام، در حضور عبيد اللَّه بن زياد بودم. او با چوبدستى شروع به زدن بر دندانهاى پيشين سرِ حسين عليه السلام كرد و مىگفت: چه دندانهاى خوبى داشته است!
زيد بن ارقَم به او گفت: چوبدستىات را بردار، كه بسيار ديدم پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله لبانش را بر جاى آن مىنهد.
ابن زياد گفت: تو پيرى و خرفت شدهاى!
زيد، برخاست و جامهاش را كشيد و رفت ....
[١] مرحوم حاج شيخ عبّاس قمّى در نَفَسُ المهموم( ص ٣٨٨) مىگويد: بدان كه ترتيب منزلگاههايى كه آنان در هر سفر، در آنها پياده شدند و خوابيدند و يا[ بدون خوابيدن] از آنها گذشتند، مشخّص نيست و در كتابهاى معتبر نيز چيزى گفته نشده است؛ بلكه در بيشتر آنها، از سفر اهل بيت[- امام عليه السلام] به شام، سخنى به ميان نيامده است.