گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤٩ - ٦/ ١٠ رويارويى ابن زياد و زينب عليها السلام
گفتند: زينب، دختر على بن ابىطالب است.
ابن زياد گفت: ديدى خدا با خاندانت چه كرد؟
زينب عليها السلام گفت: «شهادت، برايشان مقدّر شده بود و آنان به سوى شهادتگاهشان شتافتند، و خدا به زودى، ما و تو و ايشان را گِرد مىآورد».
ابن زياد گفت: ستايش، خدايى را كه شما را كُشت و سخنتان را دروغ كرد!
زينب عليها السلام گفت: «ستايش، خدايى را كه ما را به محمّد، گرامى داشت و پاك و پاكيزه كرد!».[١]
٦١٠. تاريخ الطبرى- به نقل از حُمَيد بن مسلم-: هنگامى كه سرِ حسين عليه السلام را با كودكان و خواهران و زنانش نزد عبيد اللَّه بن زياد آوردند، زينب، دختر فاطمه عليها السلام، بدترين لباسش را پوشيده بود و ناشناس مىنمود و كنيزانش گِردش را گرفته بودند. هنگامى كه وارد شد، نشست. عبيد اللَّه بن زياد گفت: اين كه نشست، كه بود؟
زينب عليها السلام با او سخن نگفت.
عبيد اللَّه، سه بار پرسيد و زينب عليها السلام در هر سه بار، ساكت ماند. يكى از كنيزانش گفت: اين، زينب، دختر فاطمه عليها السلام است.
عبيد اللَّه به او گفت: ستايش، خدايى را كه شما را رسوا كرد و شما را كُشت و سخن دروغتان را آشكار كرد!
زينب عليها السلام گفت: «ستايش، خدايى را كه ما را به محمّد صلى اللَّه عليه و آله گرامى داشت و پاك و پاكيزهمان كرد و آن گونه كه تو مىگويى، نيست. تنها فاسق است كه رسوا مىشود و
[١] لشكر امير مؤمنان عليه السلام هم براى نبرد صفّين، همين مسير را پيمود.