گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٦ - ٦/ ٣ عبد الله بن حسن
تو را به پدران شايستهات، ملحق مىكند؛ به پيامبر خدا، على بن ابى طالب، حمزه، جعفر و حسن بن على- كه خداوند، بر همه آنانْ درود فرستد-».[١]
٤٠٥. الملهوف: عبد اللَّه بن حسن بن على- كه هنوز جوانى نابالغ بود-، از نزد زنان بيرون دويد و خود را به كنار حسين عليه السلام رساند. زينب عليها السلام دختر على عليه السلام، در پىاش رفت تا او را نگاه دارد؛ امّا او تسليم نشد و به هيچ روى نپذيرفت و گفت: به خدا سوگند، از عمويم جدا نمىشوم.
بحر بن كعب (و گفته شده كه حرملة بن كاهِل)، شمشير را به سوى حسين عليه السلام فرود آورد. نوجوان به او گفت: اى مادرْخبيث! آيا عموى مرا مىكُشى؟
بحر، با شمشير به او زد. جوان، دستش را سپر كرد كه قطع شد و از پوست، آويزان شد. پس فرياد بر آورد: اى عمو جان!
حسين عليه السلام، او را گرفت و به سينهاش چسباند و فرمود: «اى فرزند برادرم! بر آنچه بر تو رسيده، شكيبايى كن و اين را خير ببين و به حساب خدا بگذار كه خداوند، تو را به پدران شايستهات، ملحق مىكند».
[١] الإقبال: ج ٣ ص ٧٣.