گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٣ - ٤/ ٨ سخنرانى ابن زياد در مسجد كوفه و ترساندن مردم از مخالفت با خويش
٤/ ٨ سخنرانى ابن زياد در مسجد كوفه و ترساندن مردم از مخالفت با خويش
١٢٥. الأخبار الطوال: ابن زياد از تهنيت گفتنهاى مردم به حسين عليه السلام ناراحت شد و آمد تا به مسجد جامع وارد شد. مردم را براى اجتماع، خبر كردند. عبيد اللَّه بر منبر رفت و حمد و ثناى خدا را به جا آورد و گفت: اى كوفيان! به راستى كه امير مؤمنان، مرا بر شهر شما گمارده و ثروتهايتان را ميانتان تقسيم كرده و مرا به رعايت انصاف با ستمديدگان شما و نيكى به افراد مطيع و حرفشنو و سختگيرى بر سركشان و اهل ترديدتان، دستور داده است.
من، فرمان او را اجرا مىكنم و براى افراد مطيع، پدرى مهربان و براى مخالفان، زهرِ كشندهام. هر يك از شما، مراقب خود باشد و خود را نگه دارد.
آن گاه از منبر، فرود آمد و به سمت قصر، راه افتاد و وارد قصر شد. نعمان هم به سوى وطن خود، شام، حركت كرد.[١]
١٢٦. مثير الأحزان: چون صبح شد، ابن زياد براى سخنرانى به پا خاست، در حالى كه مردم را سرزنش مىكرد و رؤساى قبايل را توبيخ مىنمود و اهل تفرقه و سركشى را [از كيفر] مىترساند. آنان را به نيكى در صورت پيروى، و بدى و بيرون شدن از حوزه
[١] كانَ فيمَن قاتَلَ مُسلِماً مُحَمَّدُ بنُ الأَشعَثِ، وشَبَثُ بنُ رِبعِيٍّ التَّميمِيُّ، وَالقَعقاعُ بنُ شَورٍ، وجَعَلَ شَبَثٌ يَقولُ: انتَظِروا بِهِمُ اللَّيلَ يَتَفَرَّقوا، فَقالَ لَهُ القَعقاعُ: إنَّكَ قَد سَدَدتَ عَلَيهِم وَجهَ مَهرَبِهِم، فَافرِج لَهُم يَتَفَرَّقوا ١٤٨
( الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٥٤٥).