گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧٠ - ١/ ٣ تاراج كردن خيمهها و غارت اموال دختران پيامبر صلى الله عليه و آله
گفت: چگونه نگِريم، در حالى كه زيور دختر پيامبر خدا را بر مىدارم؟!
گفتم: [خُب،] بر ندار!
گفت: مىترسم كسى جز من بيايد و آن را بردارد!
آنان آنچه را هم كه در خيمههاى بر پا شده، به چشم مىخورْد، به تاراج بردند و حتّى روپوشهايى را كه خود را با آنها پوشانده بوديم، از رويمان كشيدند و بردند.[١]
٤٩٠. الملهوف: مردم در تاراج خيمههاى خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و نور چشم زهراى بتول، بر هم پيشى جستند، تا آن جا كه روپوش زنان را نيز از رويشان كشيدند. دختران پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و زنان امام حسين عليه السلام از خيمهها بيرون آمدند و با هم به گريه و زارى پرداختند و در فراق حاميان و دوستدارانشان، ناله سر دادند.
حميد بن مسلم گفته است: ديدم كه زنى از بنى بكر بن وائل، همراه همسرش، ميان ياران عمر بن سعد بود و هنگامى كه ديد مردم به زنان حسين عليه السلام در خيمههايشان هجوم بردهاند و اموال آنان را بر مىدارند، او نيز شمشيرى گرفت و به سوى خيمهها آمد و گفت: «اى خاندان بكر بن وائل! آيا اموال دختران پيامبر خدا تاراج مىشود [و شما كارى نمىكنيد]؟! حكومت، جز از آنِ خدا نيست. براى خونخواهى پيامبر خدا [به پا خيزيد]!»؛ ولى همسرش جلوى او را گرفت و او را به جايگاهش باز گرداند.[٢]
[١] سَمِعتُهُ يَقولُ: إنَّ السَّماءَ بَكَت عَلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ ويَحيَى بنِ زَكَرِيّا عليهما السلام، ولَم تَبكِ عَلى أحَدٍ غَيرِهِما. قُلتُ: وما بُكاؤُها؟
قالَ: مَكَثوا أربَعينَ يَوماً تَطلُعُ الشَّمسُ بِحُمرَةٍ، وتَغرُبُ بِحُمرَةٍ، قُلتُ: فَذاكَ بُكاؤُها؟ قالَ: نَعَم ٥١٥
( كامل الزيارات: ص ١٨٥ ح ٢٦٠، بحار الأنوار: ج ٤٥ ص ٢١٠ ح ١٨).
[٢] حَدَّثَتني جَدَّتي امُّ حَكيمٍ قالَت: قُتِلَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام وأنَا يَومَئِذٍ جُوَيرِيَةٌ، فَمَكَثَتِ السَّماءُ أيّاماً مِثلَ العَلَقَةِ ٥١٦
( المعجم الكبير: ج ٣ ص ١١٣ الرقم ٢٨٣٦، المصنّف، ابن أبى شيبة: ج ٨ ص ٦٣٣ الرقم ٢٦٢).