گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦٨ - چند نكته قابل توجه
«رأس الحسين» هايى ايجاد شده باشد، چنان كه رأس الحسينِ موجود در قاهره، در زمان فاطميان، ايجاد شد.
افزون بر اين، ماجراى راهب و سر، براى برخى مكانهاى ديگر هم ذكر شده كه به دليل بعيد بودن تكرار اين ماجرا، گزارش ابن شهرآشوب، دستخوشِ تعارض مىگردد؛ زيرا يكى از مكانهاى ذكر شده، دِيْرى در اوايل راه است و با قِنَّسرين- كه در اواخر راه واقع است-، همخوان نيست.
گفتنى است بر فرض صحّت گزارش ابن شهرآشوب نيز، گذشتن كاروان اسيران از راه سلطانى اثبات نمىشود؛ زيرا بخشى از راه سلطانى، با راه فرات، مشترك است و منطقه قِنَّسرين، در مسير كناره فرات نيز قرار دارد. البتّه اين گزارش، در صورت درستى، عبور از راه باديه را نفى مىكند.
٣. به گمان ما و بر خلاف آنچه در عصر اخير رواج يافته، گذشتن كاروان اسيران كربلا از راه سلطانى، كمترين احتمال را دارد؛ زيرا دورترين راه است و اساساً راهى نيست كه براى كاروانى كوچك- كه به اسارت مىروند، نه براى گردشگردى-، انتخاب شود. افزون بر اين كه پيموده شدن اين راه، مدرك معتبرى ندارد و مستند اين قول، مقتل منسوب به ابو مِخنَف است.[١]
از سوى ديگر، پذيرش عبور از راه طولانىِ سلطانى، با ماجراى «اربعين» و اين كه اسيران در بازگشت از شام، در اوّلين اربعين واقعه عاشورا بر سرِ مزار حسين عليه السلام حاضر شده باشند (چنان كه در مقتل منسوب به ابو مخنف آمده است) نيز ناسازگار است.[٢]
ممكن است گفته شود كه قدرتنمايىِ دستگاه حاكم، اقتضا مىكرده كه اسيران را از درون شهرها عبور دهند و از اين رو، آنان را از راه سلطانى بردهاند؛ امّا اين دليل با بردن اسيران از مسير كناره فرات نيز سازگار است؛ زيرا در اين مسير هم شهرهاى مهمّى واقع بوده است. افزون بر اين، با چرخاندن سرهاى شهدا نيز اين قدرتنمايى
[١] ادخِلَ نِساءُ الحُسَينِ عليه السلام عَلى يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ، فَصِحنَ نِساءُ آلِ يَزيدَ وبَناتُ مُعاوِيَةَ وأهلُهُ، ووَلوَلنَ وأقَمنَ المَأتَمَ، ووُضِعَ رَأسُ الحُسَينِ عليه السلام بَينَ يَدَيهِ.
فَقالَت سُكَينَةُ: وَاللَّهِ ما رَأَيتُ أقسى قَلباً مِن يَزيدَ، ولا رَأَيتُ كافِراً ولا مُشرِكاً شَرّاً مِنهُ ولا أجفى مِنهُ، وأقبَلَ يَقولُ ويَنظُرُ إلَى الرَّأسِ:
|
لَيتَ أشياخي بِبَدرٍ شَهِدوا |
جَزَعَ الخَزرَجِ مِن وَقعِ الأَسَلِ |
|
ثُمَّ أمَرَ بِرَأسِ الحُسَينِ عليه السلام، فَنُصِبَ على بابِ مَسجِدِ دِمَشقَ ٦٤٦
( الأمالى، صدوق: ص ٢٣٠ ش ٢٤٢، روضة الواعظين: ص ٢١١).
[٢] خِندِف، تيرهاى از قبيله مُضَر و لقب يكى از اجداد شاعر است.