گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٠٤ - ٥/ ١٧ زرعه
آب بنوشد، زُرعه تيرى به گلوى امام عليه السلام زد و ايشان ديگر نتوانست آب بنوشد. امام حسين عليه السلام نيز او را چنين نفرين كرد: «خداوندا! او را تشنه بدار». سرانجام، وى به چنان عطش و حرارت درونىاى مبتلا شد كه با وجود آب و يخ در نزدش، فريادش از سوختن جگر، به آسمان مىرسيد.
٧٤٤. مجابو الدعوة- به نقل از محمّد كوفى-: مردى از بنى ابان بن دارِم به نام زُرعه، در كشتن حسين عليه السلام شركت داشت. وى حسين عليه السلام را با تيرى زد و تير به فكّ ايشان اصابت كرد [و از آن، خون جارى شد]. ايشان، خون را مىگرفت و به سوى آسمان مىپاشيد و اين، وقتى بود كه حسين عليه السلام آبى خواست تا بنوشد. وقتى زُرعه ايشان را با تير زد، ميان ايشان و آب، فاصله انداخت و ايشان نفرين كرد كه: «خداوندا! تشنهاش كن. خداوندا! تشنهاش كن».
آن كه شاهد مرگ وى بوده، برايم تعريف كرد كه: زُرعه از داغى شكم و سردى پشتش، در حالى كه در برابرش خنكى و يخ بود و در پشت سرش، آتشِ شعلهور، فرياد مىزد و مىگفت: به من، آب بدهيد كه تشنگى، مرا كُشت! برايش ظرف بزرگى آوردند كه اگر از آن، پنج نفر هم مىآشاميدند، سيرابشان مىكرد. او به تكرار مىآشاميد و مىگفت: به من، آب بدهيد كه تشنگى، مرا كشت!
وى گفت: شكمش، همانند پاره شدن شكم شتر، پاره شد.[١]
[١] البداية و النهاية: ج ٨ ص ٢٠١.