گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١ - ١/ ٥ تلاشهاى ابن زياد براى حركت دادن لشكر به سوى كربلا
٢٧٣. الأخبار الطِوال: [عبيد اللَّه بن زياد] حُصَين بن نُمَير، حجّار بن ابجَر، شَبَث بن رِبعى و شمر بن ذِى الجوشن را روانه كرد تا عمر بن سعد را در كارش يارى دهند. شمر، اطاعت كرد و روانه شد؛ امّا شَبَث، بيمارى را بهانه كرد. ابن زياد به او گفت: آيا خود را به بيمارى مىزنى؟ اگر تو مطيع ما هستى، براى جنگ با دشمن ما، بيرون برو.
هنگامى كه شَبَث، اين را شنيد، حركت كرد و ابن زياد، حارث بن يزيد بن رُوَيم را نيز روانه نمود.
ابن زياد، هر يكى از اين سرداران را روانه مىكرد، افراد فراوانى را همراهشان مىكرد؛ امّا وقتى به كربلا مىرسيدند، تنها گروه اندكى از آنان، باقى مىمانْد؛ زيرا جنگ با حسين عليه السلام را خوش نمىداشتند و از آن، خوددارى كرده، كنار مىكشيدند. از اين رو، ابن زياد، سُوَيد بن عبد الرحمان مِنقَرى را با سوارانى، به سوى كوفه فرستاد و به او فرمان داد كه در كوفه بگردد و هر كس را ديد كه سرپيچى نموده، نزد او بياورد.
او در محلّههاى كوفه مىچرخيد كه مردى شامى را ديد كه براى گرفتن ارث خود به كوفه آمده بود. او را نزد ابن زياد فرستاد. او فرمان داد كه گردنش را بزنند. مردم، چون چنين ديدند، [براى جنگ با حسين عليه السلام]، راه افتادند.[١]
[١] أقَبَل شِمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ- لَعَنَهُ اللَّهُ- فَنادى: أينَ بنو اختي عَبدُ اللَّهِ وجَعفَرٌ وَالعَبّاسُ وعُثمانُ؟ فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: أجيبوهُ وإن كانَ فاسِقاً، فَإِنَّهُ بَعضُ أخوالِكُم، فَقالوا لَهُ: ما شَأنُكَ؟
فَقالَ: يا بَني اختي، أنتُم آمِنونَ، فَلا تَقتُلوا أنفُسَكُم مَعَ أخيكُمُ الحُسَينِ، وَالزَموا طاعَةَ أميرِ المُؤمِنينَ يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ!
فَناداهُ العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام: تَبَّت يَداكَ ولُعِنَ ما جِئتَ بِهِ مِن أمانِكَ يا عَدُوَّ اللَّهِ! أتَأمُرُنا أن نَترُكَ أخانا وسَيِّدَنَا الحُسَينَ بنَ فاطِمَةَ ونَدخُلَ في طاعَةِ اللَّعناءِ أولادِ اللَّعناءِ؟!
فَرَجَعَ الشِّمرُ إلى عَسكَرِهِ مُغضَباً ٢٩٧
( الملهوف: ص ١٤٨، مثير الأحزان: ص ٥٥).