گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٧ - ٥/ ٥ عباس بن على عليه السلام
٣٩٣. الملهوف: تشنگى حسين عليه السلام، شدّت گرفت. از سيلْبندِ فرات، بالا رفت تا خود را به آب برساند و عبّاس عليه السلام، برادرش نيز پيشِ رويش بود. سواران ابن سعد، راه را بر آن دو گرفتند و مردى از بنى دارِم، تيرى به سوى حسين عليه السلام پرتاب كرد و آن را در گلوى شريفش نشانْد. امام- كه درودهاى خدا بر او باد-، تير را بيرون كشيد و دستش را زير گلويش گرفت تا كفِ هر دو دستش از خون، پُر شد. سپس آن را پاشيد و گفت: «خدايا! من از آنچه با پسر دختر پيامبرت مىكنند، به تو شكايت مىكنم».
سپس، عبّاس عليه السلام را از او جدا كردند و او را از هر سو، در ميان گرفتند تا او را به شهادت رساندند. خداوند، روحش را پاك بدارد! پس حسين عليه السلام، به شدّت گريست.[١]
٣٩٤. مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: پس از عبد اللَّه بن على، عبّاس بن على عليه السلام- كه مادر او نيز امّ البنين بود-، به ميدان آمد. او- كه همان سقّاست-، حمله كرد ...
آن گاه، هماره جنگيد تا گروهى از دشمن را كُشت و سپس، كُشته شد.
پس حسين عليه السلام فرمود: «اكنون، پُشتم شكست و چارهام، ناچار گشت».[٢]
[١] الإقبال: ج ٣ ص ٧٣.
[٢] رَمى عَبدُ اللَّهِ بنُ عُقبَةَ الغَنَوِيُّ أبا بَكرِ بنَ الحَسَنِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ، فَقَتَلَهُ ٤٠٥
( الإرشاد: ج ٢ ص ١٠٩؛ أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٤٠٦).