گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٦ - ٥/ ٥ عباس بن على عليه السلام
٣٩٢. الإرشاد: دشمنان، بر حسين عليه السلام حمله بردند و بر لشكرش، غلبه كردند. تشنگى بر او شدّت گرفت. بر سيلبند فرات، بالا رفت تا خود را به آب برساند و برادرش عبّاس عليه السلام، پيشِ رويش بود. سواران ابن سعد، راه بر او گرفتند. در ميان آنان، مردى از بنى دارِم بود كه به آن سواران گفت: واى بر شما! ميان او و فرات، حائل شويد و آب را در اختيارش نگذاريد.
حسين عليه السلام گفت: «خدايا! او را تشنه بگذار!».
دارمِى، خشمگين شد و تيرى به سوى حسين عليه السلام انداخت كه بر زير گلويش نشست. حسين عليه السلام، تير را بيرون كشيد و دستش را زير گلويش گرفت. كفِ دستانش از خون، پُر شد. آنها را پاشيد و سپس گفت: «خدايا! از آنچه با پسر دختر پيامبرت مىكنند، به تو شكايت مىكنم». سپس به جايگاه خود، باز گشت، در حالى كه تشنگىاش، شدّت يافته بود.
دشمنان، گِرد عبّاس عليه السلام را گرفتند و او را از حسين عليه السلام، جدا كردند. عبّاس عليه السلام نيز به تنهايى با آنها جنگيد تا به شهادت رسيد. رضوان الهى بر او باد!
شركت كنندگان در قتل او، زيد بن وَرقاء حَنَفى و حَكيم بن طُفَيل سِنبِسى بودند كه پس از آن كه زخمهايش افزون شد و ديگر نتوانست حركت كند [، او را به شهادت رساندند].[١]
[١] در المُحَبَّر آمده است: سَكينه دختر حسين بن على بن ابى طالب، با عبد اللَّه پسر حسن بن على بن ابى طالب، ازدواج كرد و وى، شوهر دوشيزگى او بود و پيش از عروسىشان درگذشت( المحبر: ص ٤٣٨).