مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢
موفقيت پيامبر، به عنوان حاكم جامعه اسلامى، ارتباط عاطفى عميق او با مردم است و به همين جهت بايد از خطاها چشمبپوشد و باز هم در كارها با آنان مشورت كند و آنگاه كه تصميم گرفت قاطعانه به اجرا در آورد؛ «
فَبِما رحمةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم و لو كُنتَ فَظّاً غليظَ القلبِ لَانفَضُّوا مِن حَولِك فاعفُ عنهم وَ استَغفِرلهم و شاوِرهُم فيالامرِ فَاذا عَزَمتَ فَتَوَكَّل عَلَي اللهِ، إِنَّ اللهَ يُحبُّ المُتوكِّلينَ
» ٥. افزون بر حق مشاركت همگانى مردم در تصميمگيرىها، آنان حق دارند و بلكه بايد در مراحل بعد، از نحوه اجراى تصميمها و روند امور حكومت اطلاع داشته باشند. آنان بايد محرم حاكميت و آگاه از رويدادها باشند، هيچ اخبار و اطلاعاتى از آنان پنهان نشود؛ مگر اخبار و اطلاعات امنيتى و طبقهبندى شده كه براى مصلحتِ بالاترِ همان مردم و مانند همه نظامهاى عقلايى، به اندازه ضرورت از نشر آن جلوگيرى مىشود؛ اين حق همگانى است و بدون اداى آن، مردم تكليفى به اطاعت و حمايت از حكومت ندارند. حضرت على (عليهالسلام) در نامه بسيار زيبايى كه به فرماندهان سپاه خويش نوشته است، پس از تأكيد براينكه والى نبايد با دستيافتن بر منابع عمومى و قدرت، نصيبى افزونتر يابد و وضعيتش دگرگون شود، به صراحت مىفرمايد: «بدانيد حق شماست بر من كه چيزى را از شما نپوشانم جز راز جنگ ... كه از پوشاندن آن ناگزيرم و كارى را [جز در حكم] شرع بىرأى زدن با شما انجام ندهم ... و چون چنين كردم نعمت دادن شما بر خداست و طاعت من بر عهده شماست ...»[١]
٦. حق اعتراض و انتقاد آشكار به حاكمان امتياز ديگرى است كه در هيچ نظام سياسى، به اندازه نظامهاى اسلامى و دينى وجود ندارد. در نظريه مردمسالارى دينى، هرگاه نظارت همگانى نشاندهنده انحراف از اصول يا از بين بردن حقوق اشخاص يا گروهها باشد، آنان حق دارند با جرأت و شهامت خواهان اصلاحات شوند و حكومت نيز مكلف است زمينه اعمال اين حق را آماده سازد.
[١] - نامه ٥٠ نهجالبلاغه
\iُ:« ... أَلا و إِنَّ لكم عِندي أَنْ لا أَحتَجِزَ دونَكم سِرّاً إِلّا في حربٍ، وَ لاأَطِويَ دونَكم أَمراً إِلّا في حُكمٍ ... فَإِذا فعلتُ ذلِك وَجَبَتْ لِلهِ عليكم النّعمةُ و لي عليكمُ الطاعةُ ...»\E