مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٧
دين و معانى آن
دين در لغت در معانى گوناگون از جمله طاعت و جزا به كار رفته است و در معناى استعارى نيز به معنى اطاعت از شريعت به كار رفته است[١] در اينجا مفاهيمى را كه براى دين برشمرده شده است، در سه گروه تقسيمبندى مىكنيم و معناى موردنظر خود را مىآوريم:
عدهاى دين را چنان گسترده معنا كردهاند كه هر آيينى را هر چند اعتقاد به خدا نيز در آن نباشد، شامل مىشود.[٢] برخى ديگر دين را تا حد احساس تنزل دادهاند.[٣]
گروهى اعتقاد به توحيد، معاد و نبوت را شرط ديندارى مىدانند.[٤]
قرآن كريم درباره دين و به طور خاص اسلام مىفرمايند:
ان الدين عندالله الاسلام؛ در حقيقت دين نزد خدا همان اسلام است.[٥]
ومن يبتغ غيرالاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو في الاخرة من الخاسرين؛ و هر كه جز اسلام دينى (ديگر) جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است.[٦]
ومن احسن ديناً ممن أسلم وجهه لله و هو محسن؛ دين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا مىكند و نيكوكار است.[٧]
اميرمؤمنان عليعليه السلام مىفرمايد: اول الدين معرفته و كمال معرفته التصديق به و كمال التصديق به توحيده و كمال توحيده الاخلاص له؛[٨] اساس دين شناخت خداوند است و كمال شناخت او تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به وجود او، يكتا و يگانه دانستن اوست و كمال اعتقاد به يكتايى و يكانگى او، پرستش اوست.
[١] - الراغب الاصفهانى، مفردات الفاظ القرآن الكريم، تحقيق صنوان عدنان( دمشق: دارالعلم، ١٤١٦ ق).
[٢] - مايكل پترسون و ديگران، عقل و اعتقاد دينى، ترجمه احمد نراقى و ابراهيم سلطانى( تهران: طرح نو، ١٣٧٩)، ص ١٩.
[٣] - همان، ص ١٨.
[٤] - مصباح يزدى، محمدتقى،« معرفت دينى»، فصلنامه مصباح، شماره ٢٠،( ١٣٥٧)، ص ٥.
[٥] - آل عمران:( ٣): ١٩.
[٦] - همان: ٨٥.
[٧] - نساء( ٤): ١٢٥.
[٨] - نهجالبلاغه: خطبه ١.