مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٥
همه اين الگوها، انتخابكنندگان و عامه مردم به جاى آنكه بخشى اساسى از روند دموكراسى محسوب شوند، معمولًا در حاشيه هستند و اهميت چندانى ندارند.
٦. كيث گراهام
وى در كتاب نزاع دموكراسى مباحث خويش را به دو بخش تئورىهاى محض و تئورىهاى عملًا جدا شده تقسيم كرده است. وى هنگام بحث از تئورىهاى معطوف به اجرا و عمل در دموكراسى، در چهار فصل جداگانه، تئورىهاى رهگيرى شده در انواع دموكراسىها را بررسى مىكند. تئورىهاى ارائه شدهاى كه وى در باب دموكراسى برمىشمرد، عبارتاند از: تئورى نخبگى، تئورى مشاركت، تئورى ماركسيستى و تئورى لنينيستى.[١]
هر كدام از تئورىها زاينده دموكراسىهايى چون دموكراسى نخبگان، دموكراسى مشاركتى، دموكراسى ماركسيستى و دموكراسى لنينيستى هستند.
٧. هلنا كت
هلنا كت در كتاب دموكراسى در عمل، هنگام جمعبندى مدلهاى دموكراسى به سه گونه دموكراسى اشاره مىكند كه عبارتاند از:
١. دموكراسى مشاركتى؛
٢. دموكراسى مستقيم؛
٣. نمايندگى يا ليبرال دموكراسى.
خانم كت در توضيح شاخصه اصلى دموكراسى مشاركتى مىنويسد: در اين گونه دموكراسى مردم با مباحثات و گفتوگوهاى جمعى درباره مسائل مورد نياز، و انتخاب بهترين راه حل و چارهجويى براى گروهها و دستهها به ايفاى نقش مىپردازند. در
[١]
. Keith Graham, the Battle of Democracy, Harvester Press, Great Britain, PP. ٥٢١.