مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٢
دارد. دموكراسى براى آنكه استوار شود بايد جنبه سنتى پيدا كند و ريشه بدواند.[١]
راسل در تقسيمبندى ديگرى كه از نظريات ماركس تأثير گرفته است، دموكراسى را به دو قسم سياسى و اقتصادى تقسيم مىكند. وى با اين تقسيم، معتقد است كاستن كاربرد خودسرانه قدرت افزون بر شرايط سياسى، نيازمند شرايط اقتصادى نيز هست. براين اساس دموكراسى سياسى در عين اينكه پارهاى از مشكلات ما را حل مىكند، به هيچ وجه همه آنها را حل نمىكند. راسل در اين موضوع مؤيدانه به سراغ اين گفته ماركس مىرود كه تنها از راه سياست نمىتوان به تساوى قدرت رسيد، در حالى كه قدرت اقتصادى به صورت سلطنتى يا اليگارشى باقى مانده است. بنابراين نتيجه اين مىشود كه قدرت اقتصادى بايد در دست حكومت باشد و حكومت نيز بايد دموكراتيك باشد. راسل بر اين باور است تا وقتى هر دو جنبه و هر دو نوع دموكراسى سياسى و اقتصادى تركيب نشوند، نمىتوان به هيچ راه حلى دست يافت.
٤. گى ارمه
نويسنده فرانسوى، گى ارمه، در كتاب فرهنگ و دموكراسى سخن از دو مكتب فكرى به ميان مىآورد كه در اين دو مكتب به دموكراسى از منظر تعيين هدف غايى آن نگريسته مىشود. مكتب نخست؛ دموكراسى را يك ساز و كار محض فرمانروايى مىداند كه عارى از هرگونه هدف اجتماعى يا تاريخى است. مكتب دوم؛ دموكراسى را بيشتر طرحى براى يك جامعه مىداند كه هدف آن ارتقاى كاميابى فردى و گروهى همه شهروندان است تا يك تشكيلات نهادين.
گى ارمه با آوردن مثالهايى براى اين دو مكتب بر اين باور است در مجموع مىتوان از دو نوع دموكراسى سخن گفت: دموكراسى «روشى» و دموكراسى «ارزشى». در
[١] - همان، ص ٢٥٠ ٢٤٩.