دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩ - ٦/ ١ به پا داشتن عدالت
على ٧ و معاويه در گرفت، [عبيد اللّه] به سوى معاويه رفت و همچنان، به جهت علاقهاش به[١] عثمان با او بود و در جنگ صفّين، او و مالك بن مسمع، به همراه معاويه بودند.
عبيد اللّه، نزد معاويه اقامت گزيد و همسرى در كوفه داشت. سپس چون دورىاش به درازا كشيد، برادرِ زنش او را به همسرى مردى به نام عكرمة بن خبيص درآورد. گزارش اين كار، به عبيد اللّه رسيد. از شام آمد و نزد على ٧ از عكرمه شكايت كرد.
على ٧ به وى فرمود: «دشمن ما را يارى رساندى و خود را به هلاكت انداختى؟».
عبيد اللّه گفت: آيا اين، مرا از عدالت تو محروم مىسازد؟
[١]. ومن از آن رو كه از ياورانش نبودم
مادام كه زندهام، افسوس مىخورم.
خداوند، جانهاى آنانى را كه بر يارىاش نيرومند شد
از باران هميشگىاش سيراب سازد.
بر مزارهاى آنان و جايگاه نبردشان ايستادم
نزديك بود كه جان، كالبد تهى كند، و چشمها اشكريزان بود.
به جانم سوگند، آنان دليرمردانى در نبرد بودند
وبه سوى جنگ مىشتافتند، براى يارى از پيشواى بزرگ.
آنان در يارى زاده دختر پيامبرشان
با شمشيرهايشان شريك شدند، چونان شيران بيشه، دلير و نيرومند.
اگر كشته شدند، پس هر جانِ پاكى
بر زمين از روى اندوه و غم، بايد خود را قربانى كند.
بينندگان، بهتر از آنان به هنگام مرگ نديدند
بزرگواران و درخشندگانِ بزرگ!
آيا آنان را از روى ستم مىكُشيد و دوستى ما را اميد داريد؟
راهى را كه با ما سازگار نيست، رها ساز.
به جانم سوگند كه با كشتن آنان، ما را به خشم آورديد
و چه بسيار كسانى از ما كه كارِ شما را زشت مىشمارند!
بارها تصميم گرفتم كه با سپاه انبوه
به سمت گروه ستمگر و دور از حق، حركت كنم.
پس دست برداريد؛ و گرنه با تيرههايى بر شما هجوم آورم
كه سختتر باشد بر شما از هجوم ديلميان».
آنگاه او وفرزندانش به پا خاستند وبه جنگ وغارت روكرد ونه تنها اموال خصوصى را غارت كرد، بلكه به غارت اموال عمومى نيز پرداخت. قيامش در زمان مختار و مصعب، ادامه يافت و كار به همكارى وى با عبدالملك مروان كشيد و در رويارويى با سپاه مصعب، كشته شد( تاريخ الطبرى: ج ٦ ص ١٢٨ ١٣٨).