دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٣ - ٥/ ٤ حرص
آن دو گفتند: ما درصدد به زحمت انداختن تو نيستيم. اگر تو را بدين امر وا داريم، مسلمانان تو را اجابت نخواهند كرد.
امام ٧ به آن دو فرمود: «پس من چه كنم؟».
گفتند: حرفهايت را شنيديم.
٢٠٢٦. المناقب، خوارزمى به نقل از ابو بشير شيبانى: از بيعت على ٧ چيزى نگذشته بود كه طلحه و زبير، نزد او آمدند و گفتند: اى اميرمؤمنان! زمين ما زمينى سخت و ناهموار است و نانخور ما بسيار و درآمد ما اندك.
فرمود: «مگر به شما نگفتم من به هيچ كس چيزى نمىبخشم؟».
گفتند: چرا.
فرمود: «پس همكيشان خود را بياوريد. اگر بدين كار رضايت دادند، به شما مىبخشم، وگرنه به شما تنها نخواهم داد، و اگر سرمايهاى نزد من باشد، از سهم خودم به شما خواهم داد. اگر صبر كنيد تا سهم من به دست آيد، از سهم خود به شما مىبخشم».
گفتند: ما از سهم تو چيزى نمىخواهيم و از نزد او بيرون رفتند.
چند روزى نگذشت كه دوباره بازگشتند و گفتند: آيا اجازه عمره به ما مىدهى؟
فرمود: «شما قصد عمره نداريد؛ بلكه قصد نيرنگ داريد».
٢٠٢٧. دعائم الإسلام: براى ما از على ٧ گزارش شده است كه به عمّار بن ياسر، عبيد اللّه بن ابى رافع و ابوهيثم بن تيّهان فرمان داد كه غنيمتى را ميان مسلمانان تقسيم كنند و به آنان فرمود: «در تقسيم آن، عدالت ورزيد و كسى را بر كسى برترى ندهيد».