دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩١ - يادداشت
آن گاه به على ٧ رو كرد و فرمود: «اگر تو عهدهدار كار او شدى، با وى مدارا كن».
يادداشت
ناصر الدين آلبانى (م ١٤١٧ ق)[١] در كتاب سلسلة الأحاديث الصحيحة، پس از گزارش حديث «سگان حو أب»، نوشته است:
به راستى كه اين حديث، داراى سند درست است و در متن آن، ايرادى نيست. نهايت اشكالى كه در آن به چشم مىخورد، اين است كه عايشه، آن گاه كه دانست در منطقه حو أب است، مىبايست باز مىگشت و اين حديث، دلالت دارد بر اين كه او بازنگشت؛ ولى اين امر در شأن امّ المؤمنين نيست كه به وى نسبت داده شود.
امّا پاسخ ما: چنين نيست كه هر آنچه از بزرگان سر مىزند، در شأن آنان باشد؛ زيرا عصمت و پاكى، تنها از آنِ خداوند يگانه است. براى اهل سنّت، شايسته نيست درباره افرادى كه نزدشان محترماند، غلو كنند تا آن جا كه آنان را همتراز امامان معصوم شيعه قرار دهند. ما ترديد نداريم كه بيرون آمدن عايشه، از اصل، خطا بود و از اين رو، وقتى تصميم به بازگشت گرفت كه فهميد خبر پيامبر ٦ در سرزمين حو أب، تحقّق يافته است؛ ليكن زبير با اين سخن، او را قانع ساخت تا از بازگشت، صرف نظر كند كه: «اميد است كه خداوند، بهواسطه تو در ميان مردمان، صلح برقرار سازد»؛ ولى ما ترديد نداريم كه زبير نيز در اين كار، خطاكار بود.
خِرَد، به طور قطع، حكم مىكند كه ناچار بايد يكى از دو گروه جنگ كننده ـ كه
[١]. محمّد ناصرالدين آلبانى در سال ١٩١٤ م، در كشور آلبانى به دنيا آمد. وى پس از به قدرت رسيدن« احمد زوغو» كه افكار و سياستهاى غربگرايانه داشت در آلبانى، مجبور به هجرت به دمشق شد. محمّد ناصرالدين در دمشق به كار و تحصيل پرداخت و در حوزه حديث و نقد آن، مهارت يافت. وى سپس از طريق مجلّه مصرى المنار، با انديشههاى رشيد رضا( از علماى سَلَفى مصر)، آشنا شد و تحت تأثير وى قرار گرفت. آلبانى به خاطر تندروى در فتاواى شرعى و ارتباط با بِن باز( مفتى پيشين عربستان سعودى)، به وهّابيگيرى شهرت يافت و آثار فراوانى بويژه در رد و نقد و تهذيب كتب حديثى اهل سنت با همين ديدگاه نگاشت. وى نسبت به شيعه، تعصّب منفى شديدى داشت( ر. ك: حياة الألبانى و آثاره وثناء العلماء عليه، محمّد بن ابراهيم الشيبانى، تونس: دارالسَّلَفية، اوّل، ١٩٨٧ م).